{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر چه کردم تا بماند در کنارم باز رفت

هر چه کردم تا بماند در کنارم باز رفت
خوب می دانست بی او بی قرارم باز رفت

دید همچون برگ زردی روی خاک افتاده ام
دید درگیر خزان روزگارم باز رفت


گرچه میدانست وقت بغض های لعنتی
سر به روی شانه ی کی میگذارم باز رفت!


آمد و پیشم نشست و دید دارم غرق خون
زخم دست دوستان را می‌شمارم باز رفت

سالها گفتم نرو عمرم که بعد از رفتنت
دست بیرحم اجل را میفشارم باز رفت

با خبر شد رفته ام فهمید دیگر نیستم
باز آمد باز رد شد از مزارم باز رفت
دیدگاه ها (۲)

داستان عاشقانه جدید

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟑صبح روز بعد، جیمین زودتر از...

p8

.....پارت ششم....

....پارت شونزهم....

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۶آخرین زنگ کلاس خورد.چهار امگا با هم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط