{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدرخوانده:)

پدرخوانده:)
پارت ¹⁷
صبح روز بعد‌..
ات ویو
ساعت ۷:۳۰ بود....رفتم دستشویی و کار های لازم رو کردم مو هام رو شونه ‌کردم و ۲۰ تا آلارمی که کوک کرده بودم رو خاموش کردم مرطوب کننده زدم و رفتم پایین
سلاممم
_ سلام
میری سرکار؟
_ ۸ میرم
آها باشه
صبونه رو خوردیم و بابا رفت سرکار به دوستم زنگ زدم تا بیاد خونمون
* شروع مکالمه *
+ سلام گاو
! سلام اسکل چه خبر؟!
+ هیچ خوبم
! اوهوم
+ اولین باره میبینم ساعت ۸ بیدار شدی
! اووهومم
+ هوم
! راستیی ات
+ چیه‌؟
! من از پرورشگاه رفتمم
+ اووه! چینجاا؟
! ارههه
+ تبریک میگمم حالا اون خانواده خوبه؟
! اره خیلی
+ مبارکک...حالا میای خونه‌ی ما؟ بابام رفته سرکار و من تنهام
! اها..اوکی میام ساعت ۸ و نیم اونجام لوکیشن رو بفرس
+ اوک
ساعت ۸ و ربعه برای خودم یه قهوه درست کردم و خوردم که صدای زنگ در اومد
+ سلامم
! سلام خوبی؟
+ اوهوم بیا تو
!چقدر بزرگه اینجااا
+ مخلصیممم
! به به
+ بیا تو اتاقم
! باشع
+ خب میای فیلم ببینیم؟
! آرهه چی ببینیم؟
+ نظرت در مورد کیدراما چیه؟
! اوهومم خواستگاری تجاری؟ همسایگی عشق‌؟ زیبای حقیقی؟ روباه نه دم؟ گل برفی؟ هندوانه‌ی چشمک زن؟ دونده دوست داشتنی من؟
+ باشه باشه تو بلدد
! هومم
+ همسایگی عشق ببینیم؟
! ارهه خیلی قشنگه
+ بزنننن
! سانسور داره‌!؟
+ نه بدون سانسوره
! خداروشکر
فیلممون رو دیدم و بعدش تقریبا ساعت ۹ و نیم بود
+ حالا چیکار کنیم؟ بریم بیرون؟
! عاا ات یه کاری برام پیش اومده مجبورم برم
+ باشه
! فعلاا
+ خداحافظظظ





عجیب بود نبود؟
باحال بود نبود؟
جذاب بود نبود؟
دیدگاه ها (۲۹)

پدرخوانده:)پارت ¹⁸لونا هم رفته بود ساعت ۱۰ بود گفتم برم سراغ...

پدرخوانده:)پارت ¹⁹انجز نمیدونم واقعا این فیک تا چند قراره پی...

پدرخوانده:)پارت ¹⁶بعد از تموم کردن غذام روی مبل نشستم تا هضم...

پدرخوانده:)پارت ¹⁵* موفق شدیی...تبریک_ نمیخوام تو یکی ب من ت...

پسری که قلبم رو برد

پارت ۱۵ 🔥

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط