{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ببینمت…

ببینمت…
گونه هایت خیس است…
بازبااین رفیق نابابت…
نامش چی بود؟
هان!
باران…
بازبا“باران”قدم زدی؟
هزاربارگفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی ها…
همدم خوبی نیست برای دردها…
فقط دلتنگی هایت راخیس وخیس وخیس ترمیکند…
دیدگاه ها (۳)

عکس هاهزاران حرف ناگفته در خود دارند ... بغض های فرو خورده ....

من شدم دعوت به شیدایی،شماهم دعوتی.. می روم سمت شکوفایی،، شما...

ﻧـﻪ ﻓـﻘـﻂ ﺍﺯ ﺗـﻮ ﺍﮔـﺮ ﺩﻝ ﺑـﻜﻨـﻢ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻡﺳﺎﯾـﻪ ﺍﺕ ﻧـﯿـﺰ ﺑـﯿـﻔـ...

قرار بود بزرگ که بشومزخم زانوهایم خوب شودو مشق هایم تمام شون...

سناریو کازوتورا درخواستی

I will love you forever🙃

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 25صدای قدم‌ها در ساختمان می‌پیچید.همه‌چیز ساک...

پارت پنجاه‌وچهارم | ردپاجئون جونگ‌کوکجنگل کم‌کم ساکت شده بود...

سناریو ران

میبخشی پارت ۴

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 5️⃣Ⓟⓐⓡⓣ تو سرگیجه داشتی و ن...

پارت دوم... :)

وقتی میخواستی جدا بشید و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط