{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از کوزه گری کوزه خریدم باری

از کوزه گری کوزه خریدم باری


آن کوزه سخن گفت ز هر اسراری


شاهی بودم که جام زرینم بود


اکنون شده ام کوزه هر خماری

خیام
دیدگاه ها (۲)

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

برانکو: مجبورتان کردیم به پرسپولیس احترام بگذارید

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

البته که قبلا حضرت اقا فرمودن مراقب گوشهایتان در مقابل

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

فیک تهیونگ

جادوی سیاه

007-پنهان در مه - پارت ۶۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط