نه مثل حافظ دمخورم با ملائک !
نه مثل حافظ دمخورم با ملائک !
که اسرار دست اول غیب را برایتان بگویم !
و نه نگاری دارم
به طنازی غزل هاش !
که شعر عاشقانه مهمانتان کنم ..
نه مثل شیخ اجل شکر دارد سخنم ...
و نه مثل منزوی عاشقانه هام قد می کشند
و طعم و بو دارند ..
آیدایی هم در آیینه ندیده ایم تا به حال
که مثل شاملو
عشق را برایتان ترجمه کنم !
قوم و خویش نزدیک عشق هم نیستم چون قیصر
که به قاف عشق رسیدی تازه شروع من باشد ... !
کاری به کاسه - کوزه ی خیام هم ندارم !
نه در کاسه ای برایتان شراب می آورم
نه تبر به دوش می اندازم به قصد شکستن کوزه هاش
خوش باشد ..
سیمرغ عطار را هم ندارم !
تا بنشانمش روی شانه ام
راه بیفتم قصه تعریف کنم و خلق را پند و اندرز دهم ...
شمسی هم نداشته ام که نیامده رفته باشد
تا با دف و تنبور راه بیفتم دنبالش
شهر را انگور مهمانی کنم !
عضو هیچ حزب و دسته ای هم نبوده و نیستیم
مگر باد
آنهم
به بوی زلف عزیزی که موی لَختش را
به دست باد سپرده ... به باد بی بنیاد !
فقط
اگر به دنبال گمشده ای به نام مهربانی هستید ...
بفرمایید
تا شما شعری بخوانید
می روم چایی بریزم ...
{ فاضل شاهچراغ }
که اسرار دست اول غیب را برایتان بگویم !
و نه نگاری دارم
به طنازی غزل هاش !
که شعر عاشقانه مهمانتان کنم ..
نه مثل شیخ اجل شکر دارد سخنم ...
و نه مثل منزوی عاشقانه هام قد می کشند
و طعم و بو دارند ..
آیدایی هم در آیینه ندیده ایم تا به حال
که مثل شاملو
عشق را برایتان ترجمه کنم !
قوم و خویش نزدیک عشق هم نیستم چون قیصر
که به قاف عشق رسیدی تازه شروع من باشد ... !
کاری به کاسه - کوزه ی خیام هم ندارم !
نه در کاسه ای برایتان شراب می آورم
نه تبر به دوش می اندازم به قصد شکستن کوزه هاش
خوش باشد ..
سیمرغ عطار را هم ندارم !
تا بنشانمش روی شانه ام
راه بیفتم قصه تعریف کنم و خلق را پند و اندرز دهم ...
شمسی هم نداشته ام که نیامده رفته باشد
تا با دف و تنبور راه بیفتم دنبالش
شهر را انگور مهمانی کنم !
عضو هیچ حزب و دسته ای هم نبوده و نیستیم
مگر باد
آنهم
به بوی زلف عزیزی که موی لَختش را
به دست باد سپرده ... به باد بی بنیاد !
فقط
اگر به دنبال گمشده ای به نام مهربانی هستید ...
بفرمایید
تا شما شعری بخوانید
می روم چایی بریزم ...
{ فاضل شاهچراغ }
- ۱.۲k
- ۲۰ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط