داشت میشد دوسال باید میرفتم بلیط میگرفتم ک بریم
داشت میشد دوسال باید میرفتم بلیط میگرفتم ک بریم
دیدن ی عشق ک نیست ۵ صبح بلیط داشتیم از بس ذوق داشتیم شب خواب نرفتیم . سوار اتوبوس شدیم خیلی خسته بودیم هر دو تا نشستم فسقلی زود خوابش برد
ولی من هر کاری کردم خوابم نگرفت چون راه طولانی در پیش داشتیم بعد چهار ساعت فسقلی بیدار شد و از پنجره ب بیرون نگاه میکرد و من ی عکس ازش گرفتم
این سفر تلخ ترین و دلتنگ ترین سفر ما بود خیلی ذوق داشتیم ذوق تلخ
دیدن ی عشق ک نیست ۵ صبح بلیط داشتیم از بس ذوق داشتیم شب خواب نرفتیم . سوار اتوبوس شدیم خیلی خسته بودیم هر دو تا نشستم فسقلی زود خوابش برد
ولی من هر کاری کردم خوابم نگرفت چون راه طولانی در پیش داشتیم بعد چهار ساعت فسقلی بیدار شد و از پنجره ب بیرون نگاه میکرد و من ی عکس ازش گرفتم
این سفر تلخ ترین و دلتنگ ترین سفر ما بود خیلی ذوق داشتیم ذوق تلخ
- ۵.۲k
- ۰۸ اسفند ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط