{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فاضلنظری

#فاضل_نظری

رنج فراق هست و
امید وصال نیست
این هست و نیست
کاش که زیر و زبر شود

رازی نهفته در پس
حرفی نگفته است
مگذار درددل کنم
و دردسر شود

ای زخم دلخراش
لب از خون دل ببند
دیگر قرار نیست
کسی باخبر شود
دیدگاه ها (۱)

آتشم بر جان ولی از شکوه لب خاموش بودعشق را از اشک حسـرت ترجم...

#صائبمن نیستم حریف زبانت، مگر زنماز بوسه مهر بر لب حاضرجواب ...

#عطاردر بیابانی که پایان کس ندیدکاروان بگذشت، منزل چون کنمهم...

#فاضل_نظریﺍﻱ ﺭﻓﺘﻪ ﻛﻢ‌ﻛﻢ ﺍﺯ ﺩﻝ ﻭ ﺟﺎﻥ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺑﻴﺎﻣﺜﻞ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﻳﺎﺩ...

بیاد رهبر

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

همسر سید وحید 🔺ما دو تا بچه شمیرانیم. من و سید وحید. توی منط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط