{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خــــــــــدایا!

خــــــــــدایا!
میخواستم بنویسم خیلے تنهایم ، سجـــــاده ام را دیدم ،
شرمنده اتـــــ شدم ...
نمے فهمــم!
وقتے به نماز مے ایستم
من ، تــــو را مے خوانم ...؟!
یا تـــــو ، مرا مے خوانے ...؟!
فقط ڪاش ڪه عشق مان دو طرفه باشد .
دیدگاه ها (۸)

.

.

چقدر تلخه واسه غمهای دیگران سنگ صبور باشی اما وقتی دلت گرفت ...

چگونه استـــ حال من…با غمـــ ها می سازمــــ…باکنایه ها می سو...

امشب دلم از دوری‌ات پیوسته بارانی‌ستحال دلم آشفتــــــــــــ...

تو با شرم قشنگ عمق چشمانت . . .مرا وقتے تماشا مے ڪنے عشق است...

وقتی می‌بینی ذهنت پرت استشیطان وسوسه‌ات می‌کند: «این چه #نما...

رمان

افسرده پارت اول

پارت ۲۱صبح، وقتی بیدار شدم، یک نامه روی میز بود.دست‌خط پدرم ...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇25ویو هویج:حیاط هنوز شلوغ بود. اما بر...

╔═══.·:·.💜.·:·.═══╗🌙 ویو آتاز کافه بیرون اومدیم و جیهوپ کنار...

my snow❄️#my_snowPT33ویو یونهو:چند ثانیه فقط به کوک نگاه می‌...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط