«شب رویایی »
«شب رویایی »
پارت ۳
هوا تاریک شده بود کیونگ می و اون سوک از شرکت آمدن بیرون جلوی شرکت ایستاده بودن منتظر ماشین هاشون بودن که نگهبان ها از پارکینگ بیارتش
اون سوک : امشب بریم همون هتل بمونیم
کیونگ می : آره خوب وقتی اومدیم شرکت چمدون هامون رو بردن هتل اتاق ها رو رزرو کردن
اون سوک : خوبه کارو برامون راحت کردن
جیمین و تهیونگ از شرکت آمدن بیرون با دیدن آنها آمدن سمتشون قدم برداشتن
تهیونگ : شریک های جدید منتظر چی هستین
کیونگ می : منتظر همون چیزی که تو هستی
تهیونگ : علاوه بر فلسوف بودنت زیرک هم هستی
کیونگ می : آره آروم راه برو که دلت جای گیر نکنه
اون سوک خنده ای کرد و زد به شونه کیونگ می
اون سوک : مثله همیشه عالی بودی
ماشین ها رو آوردن بریم
جیمین : کجا میرید شما که تازه اومدید بریم خونه ما
اون سوک : نه بمونه واسه یه روز دیگه
هر دو قدم برداشتن سمته ماشین هاشون هر کدومشون سواره ماشین خودش شدن و حرکت کردن با بالا ترین سرعت رانندگی میکردن تو زمان کوتاهی به همان هتل رسیدن از ماشین ها پیاده شدن و هر دو به داخل هتل رفتن مثله تصوراتشون هتل زیبایی بود بعد از پرسیدن شماره اتاق اشون به سمته آسانسور رفتن
هر کدوم به اتاق خودش رفتن .....
..............
با لباس های شیک و کوتاهی که پوشیده بودن هر دو هتل بیرون اومدن
کیونگ می : اون سوک به نظرت آپارتمان جدیدمون چطور میتونه باشه
اون سوک : نمیدونم منم خیلی کنجکاوم
کیونگ می: ماشین منو آوردن تو ماشین من بریم
اون سوک : مشکلی نیست بریم
کیونگ می به جای راننده نشست اون سوک هم کنارش نشست بعد از روشن کردن ماشین حرکت کردن سمته آپارتمان جدید
کیونگ می : اون شریک هامون خیلی رو مخ هستن
اون سوک : موافقم مخصوصاً اون یکی
کیونگ می : آره فهمیدم کدوم یکی رو
اون سوک : تو منظورت چیه الان
کیونگ می خنده ای کرد و گفت
کیونگ می : ای بابا چرا عصبی میشی
اسلاید ۲ لباس کیونگ می
اسلاید ۳ لباس اون سوک
پارت ۳
هوا تاریک شده بود کیونگ می و اون سوک از شرکت آمدن بیرون جلوی شرکت ایستاده بودن منتظر ماشین هاشون بودن که نگهبان ها از پارکینگ بیارتش
اون سوک : امشب بریم همون هتل بمونیم
کیونگ می : آره خوب وقتی اومدیم شرکت چمدون هامون رو بردن هتل اتاق ها رو رزرو کردن
اون سوک : خوبه کارو برامون راحت کردن
جیمین و تهیونگ از شرکت آمدن بیرون با دیدن آنها آمدن سمتشون قدم برداشتن
تهیونگ : شریک های جدید منتظر چی هستین
کیونگ می : منتظر همون چیزی که تو هستی
تهیونگ : علاوه بر فلسوف بودنت زیرک هم هستی
کیونگ می : آره آروم راه برو که دلت جای گیر نکنه
اون سوک خنده ای کرد و زد به شونه کیونگ می
اون سوک : مثله همیشه عالی بودی
ماشین ها رو آوردن بریم
جیمین : کجا میرید شما که تازه اومدید بریم خونه ما
اون سوک : نه بمونه واسه یه روز دیگه
هر دو قدم برداشتن سمته ماشین هاشون هر کدومشون سواره ماشین خودش شدن و حرکت کردن با بالا ترین سرعت رانندگی میکردن تو زمان کوتاهی به همان هتل رسیدن از ماشین ها پیاده شدن و هر دو به داخل هتل رفتن مثله تصوراتشون هتل زیبایی بود بعد از پرسیدن شماره اتاق اشون به سمته آسانسور رفتن
هر کدوم به اتاق خودش رفتن .....
..............
با لباس های شیک و کوتاهی که پوشیده بودن هر دو هتل بیرون اومدن
کیونگ می : اون سوک به نظرت آپارتمان جدیدمون چطور میتونه باشه
اون سوک : نمیدونم منم خیلی کنجکاوم
کیونگ می: ماشین منو آوردن تو ماشین من بریم
اون سوک : مشکلی نیست بریم
کیونگ می به جای راننده نشست اون سوک هم کنارش نشست بعد از روشن کردن ماشین حرکت کردن سمته آپارتمان جدید
کیونگ می : اون شریک هامون خیلی رو مخ هستن
اون سوک : موافقم مخصوصاً اون یکی
کیونگ می : آره فهمیدم کدوم یکی رو
اون سوک : تو منظورت چیه الان
کیونگ می خنده ای کرد و گفت
کیونگ می : ای بابا چرا عصبی میشی
اسلاید ۲ لباس کیونگ می
اسلاید ۳ لباس اون سوک
- ۲۴.۹k
- ۰۸ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط