{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب رویایی

شب رویایی
پارت ۴

رسیدن به مقصد شون هر دو از ماشین پیاده شدن نگاهی به اون ساختمون بزرگ انداختن
داخل ساختمون رفتن بعد از رسیدن به در آپارتمان همانجا ایستادن همینکه خواستن کلید رو تویه در بکنن با صدای فردی دست نگهداشتن نگاهی به پشت شون کردن
جیمین و تهیونگ هر دو به سمته آنها آمدن
جیمین : میتونم بپرسم شما ها جلوی در خونه ما چیکار میکنید
اون سوک : اشتباه میکنی اینجا خونه ماست
جیمین : ما دو روز پیش اومدیم اینجا پس یعنی اشتباهی اومدین
تهیونگ پوزخندی زد و گفت
تهیونگ : اگه میخواستید با ما زندگی کنید میتونستید بگید
کیونگ می عصبی گفت
کیونگ می : چرا باید با تو زندگی کنم
سند رو از تو کیف اش درآورد و جلوی تهیونگ گرفت
کیونگ می : بیا ببین اینجا ماله ماست
تهیونگ سند رو ازش گرفت و با دقت خوند
تهیونگ : این الکیه ماهم یکی از این سندا رو داریم
جیمین : حتما به اشتباهی شده بزار به اون وو زنگ بزنم بهش بگم اون حلش می‌کنه
اون سوک روبه کیونگ می کرد
اون سوک : تا موقعی که اینا با وکیل تماس میگیرن ما بریم خونه مون
کیونگ می با کلیدی که داشت درو باز کرد هر دو وارده آپارتمان شدن طبق خواسته خودشون آپارتمان قشنگی بود
سمته مبل ها رفتن و نشستن تهیونگ و جیمین هم بعد از گرفتن تماس با اون وو به سالن اومدن و حالا روبه روی همدیگه نشسته بودن
جیمین : می‌شنویم
اون سوک دکمه کت سفید اش رو و حال اون لباس کوتاه اش باعث می‌شد بدنش نما بده جیمین نگاه های هیز بهش خیره شد
اون سوک : چیزی برای گفتن نیست که تو بشنوی
صدای در به گوش اشون خورد تهیونگ بلند شد سمته در رفت از اون طرف با اون وو برگشت سمته مبل ها آمدن و نشستن هر دو سند رو جلوی اون وو گذاشتن
کیونگ می : ببینیم سند کی اصلی نیست
تهیونگ : شک نکن که مال تویه
اون وو بعد از برسی کردن سند ها روبه اونا کرد
اون وو : هر دو سند ها واقعی هستن
کیونگ می : یعنی چی
اون وو : اونی که این آپارتمان رو به شما ها داده کلاه برداره هم از شما پول گرفته از هم از شما یعنی الان این آپارتمان ماله هر چهار تای شماست
کیونگ می خنده ای از سر عصبانیت کرد و گفت
کیونگ می : ما عمرن از اینجا نمی‌ریم
اون سوک : آره اینجا میمونیم
تهیونگ : ما مشکلی نداریم که باهم اینجا بمونیم
جیمین : آره میتونیم باهم اینجا بمونیم
اون وو : پس من دیگه برم
اون سوک : میتونی بری
اون وو لبخندی به اون سوک زد و بلند شد رفت
تهیونگ : خوب پس قراره باهم زندگی کنیم ....
دیدگاه ها (۰)

آپارتمان

شب رویایی پارت ۵هوا تاریک شده بود اون چهار نفر تویه اون آپار...

«شب رویایی »پارت ۳ هوا تاریک شده بود کیونگ می و اون سوک از ش...

پارت ۲ جلسه به پایان رسید همه از رویه صندلی هاشون بلند شدن و...

پارت 4۴بارونِ ریزی شروع به باریدن کرده بود. هوا سرد و سنگین ...

part لارا از پله‌ها اومد پایین و چمدونش رو روی زمین گذاشت. گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط