یه روز یه ایرانی به پوچی میرسه و تصمیم به خود کشی میگیره
یه روز یه ایرانی به پوچی میرسه و تصمیم به خود کشی میگیره
بالای صخره میره
طناب دار و به گردنش میندازه و کاسه زهرو سر میکشه
کبریتو روشن میکنه و به لباسش میزنه همزمان به طرف دره خودشو پرت میکنه
اسلحه رو به روی خودش میکشه اما تیر با طناب برخورد میکنه و
طناب پاره میشه
توی آب سقوط میکنه
آتیش خاموش میشه استفراغ میکنه و زهر از بدنش خارج میشه
یه ماهیگیر پیداش میکنه و به بیمارستان میرسونه
اما اونجا به علت کمبود امکانات میمره
فتامل
بالای صخره میره
طناب دار و به گردنش میندازه و کاسه زهرو سر میکشه
کبریتو روشن میکنه و به لباسش میزنه همزمان به طرف دره خودشو پرت میکنه
اسلحه رو به روی خودش میکشه اما تیر با طناب برخورد میکنه و
طناب پاره میشه
توی آب سقوط میکنه
آتیش خاموش میشه استفراغ میکنه و زهر از بدنش خارج میشه
یه ماهیگیر پیداش میکنه و به بیمارستان میرسونه
اما اونجا به علت کمبود امکانات میمره
فتامل
- ۳.۵k
- ۲۰ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط