{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Knife Dead

Knife Dead
…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart ۱۱۵…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷ

دخترک با عصبانیت دستش را بلند کرد و سیلی بر روی گونه جونکوک زد جونکوک کمر صاف کرد و دستش را روی همان لپ اش گذاشت با پوزخند گفت .... جونکوک: ببینم تو الان چه غلطی کردی
ات: پسره عوضی ... اصلا میفهمی چی داری میگی ...
جونکوک دخترک را محکم هول داد سمته تخت و روش خیمه زد دخترک اسیر آن تن ای شده که حالا ازش رنجیده بود
جونکوک: تو ... میدونی جز فاحشه هیچ چیره دیگه ای نیستی
به آرامی سرش را تو گردن دخترک فروع برد و آن بوی شیرینی را وارد ریه هایش کرد ولی دخترک دست هایش را روی سینه های جونکوک و از خودش دورش کرد ولی جونکوک حالا اون بود که اسیر بو و تن دخترک شد دیگه داشت اون حرکت هایش دخترک را دیوانه میکرد دست شیرین دخترک را در دندون هایش گرفت و گاز محکمی ازش گرفت هر دو دست هایش را گرفت و بالا سرش قفل کرد و بیشتر بدن سنگین اش را روی تن لاغر و برهنه دخترک کرد حالا با ملافه پوشانده بود انداخته ...
کم کم با یک دستش هر دو دست های دخترک را بالا سرش اسیر کرد ..
ملافه را ازش دور انداخت و دخترک همان حالت قلب اش به شدت میتپید و بغض بدی گلوش را گرفت با تقلا کردن دست هایش و تکون خوردن رو تخت گفت
ات: ... ولم کن ... جون..کوک لطفاً
جونکوک به آرامی سمته سینه های دخترک رفت و آن ها را تنها به بینی اش کشید و گاز وحشتناکی ازش گرفت. حتما تا چند روز جای دندون های وحشیانه اش می‌ماند
گوشه چشم اش خیس شدن ولی باز هم تکون میخورد و تقلا میکرد این تکون خوردنش باعث رفتن رو اعصاب جونکوک شد
دستش را روی پهلو های لخت اش کشید و محکم آن را به دستش چنگ زد و لب هایش را از روی تن دخترک برداشت و عصبانی غرید ..
جونکوک: لعنتی انقد تکون نخور
دخترک آخ خفیفی گفت و باز هم کمی جا به جا شد و گفت
ات: .. ولم کن ...
جونکوک دست دخترک را ول کرد و محکم موهاش را در دستش گرفت و سرش را بلند کرد سمته صورت خودش تو صورت دخترک غرید
جونکوک: میخواهی کتکو هم بهش اضافه کنم ... خوشت میاد
ات: ولم .. کن دردم اومد ..
جونکوک نگذاشت دخترک حرفه دیگه ای بیان کند محکم لباش رو لب های خودش کوبند دخترک با دستش روی شانه و سینه. جونکوک میزد تا بلکه راهش کنه ولی جونکوک هر ثانیه بیشتر ت*حریک میشد .. باز هم مشت ای حواله بازو های جونکوک میزد بلاخره جونکوک لب هایش را از روی لب های دخترک برداشت و این بار اون بود که با ضربه محکم سیلی به لپ دخترک زد و هولش داد سمته تخت تا دراز بکشه ... با این حرکت یهویی جونکوک دخترک شوکه بر رو کمر دراز کشید

اسلاید دو اصکی بره با کای طرفه ...
دیدگاه ها (۴)

Knife Dead…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart ۱۱۶ …⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷجونکوک: نباید تقلا می...

Knife Deadادامه پارت ۱۱۶کت مشغول آن دکمه آخری کت مشکی رنگش ش...

Knife Deadادامه پارت ۱۱۴کلافه سمته کمد اش رفت و به فکر اینکه...

Knife Dead…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart ۱۱۴ …⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷاسلاید دو لباس سطح ای...

---در که بسته شد و صدای آخرین مهمان در راه‌پله محو شد، **جون...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۶۹: شب اولدر اتاق بسته شد.صدای قدم‌های یه‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط