درخت انار عاشق شدگل دادسرخ سرخ

درخت انار عاشق شد،گل داد،سرخ سرخ.
گلها انار شد،داغ داغ.هر اناری هزارتا دانه داشت.
دانه ها عاشق بودند،دانه ها توی انار جا نمی شدند.
انار کوچک بود .دانه ها ترکیدند.انار ترک برداشت.
خون انار روی دست لیلی چکید.
لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید.مجنون به لیلی اش رسید...
خدا گفت:
"راز رسیدن فقط همین بود.
کافی است انار دلت ترک بخورد."
دیدگاه ها (۱)

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان ز...

ﺣــــﻮﺍﺳﺖ ﺑـﮧ ﺩﻟﺘــ ﺑﺎﺷﺪ . . .ﺁﻥ ﺭﺍ ﻫـ ــﺮﺟﺎﯾـﮯ ﻧﮕــﺬﺍﺭ! ﺍﯾـ...

باز گشتم به کاغذ ... به قلم ... به آرامش خط ها ... چه لحظه ه...

در میان روزهای سرد زمستانیم در میان سرد ترین روزهای سخت تنها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط