part

part ⁸

پایان فلش بک

با بی حوصلگی رفتم پایین
تو آشپزخونه داشتم نودل درست می کردم که دیدم یکی از پشت بغلم کرد
_منم موخوام
*تهیونگگگگ
برگشتم و بغلش کردم
*چه خوبه اومدی هیونگگگ
_ممنون چاگیا... نه یعنی ممنون زیبا
(چاگیا کلمه ای که کره ای ها به پارتنر خودشون میگن)
*هههع
بشین الان میارم نودل هارو

با ته نودل خوردیم و ماجرا رو براش تعریف کردم

_خوب تو روش کراش زدی؟
*هاااااااا
_دیشب که خیلی ازش تعریف میکردی
*نه نه بابا مست بودم خودمم چیزی یادم نمیاد
_پس که مست بودی ‌...
«شروع کرد به قلقلک دادن ات»(بچه های قشنگم🥲❤️‍🔥)
*
با ته صبحونه خوردیم و ته رفت شرکت
یهو گوشیم زنگ خورد
*الو ....
=سلامممم نشناختی
*هانا تویی؟
نویسنده:" هانا دوست صمیمی اته "
=معلومه که منممم دختر
*واییی چقد دلم واست تنگ شده
=منم دختر کجایی تو الان
*کجا می‌خوام باشم خونم دیگ
=اوکی ولی الان حاضر میشی منم حاضر میشم
میام دنبالت
*او او کجا میخوایم بریم ؟
=خرید....بار.... هرجا دلم برات یه ذره شده
* واقعا؟ واقعا دلم میخواست برم بیرون
=اره دختر میام دنبالت ۱۵ مین دیگه آماده باش
*آها بوگو باشه من حاضر میشم
=فعلا خوشگلم
*فعلاااا

رفتم دوش گرفتم موهام بلنده و حوصله فر کردن نداشتم سریع یه موج دادم بهشون
یه میکاپ کردم
یه هودی پوشیدم و شلوار بگ یخی با نیم بود مشکی
اومدم پایین که گوشیم زنگ خورد
=بیا پایین منتظرم
*خیل خوووب بابا

اومدم پایین و سوار ماشین شدم

فلش بک به شب

(نویسنده: هنوز لایک نکردییییییییییی حمایت فراموش نشههههه ❤️‍🩹)

ادامه دارد.....
(نویسنده : عزیزان بنده پاره میشم یکمی حمایت کنید🥲)
شرط:۱۵ تا کامنت
و ۲۰ لایک
دیدگاه ها (۲۵)

part one~~چند پارتی ^^وقتی تبدیل شدید به کیوت ترین کاپل^^ویو...

part two~~چند پارتی ^^وقتی تبدیل شدید به کیوت ترین کاپل^^ویو...

part ⁷ساعت ۱۲ بود که با سردرد عجیبی چشامو باز کردم رفتم wc و...

بل بل🤡زیاد سخت نگین تلوخداااااهمینجوریشم ریسک بزرگی کردم🤦‍♀️...

واییی باورم نمیشه دارم پارت میزارم و خب باید بگم ادامیننن گل...

چند پارتی درخواستی ( ازدواج کردی بیبی³ ؟)ویو ته کوک بیهوش شد...

پارت پونزدهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط