{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⛓عشق دو طرفه ۳۵🖤⛓

⛓عشق دو طرفه ۳۵🖤⛓


صبح با نور افتاب و از درد دیشب بلند شدم خابم نبرد دیگه اومدم از رو تخت بلند بشم یهو بلند شدم پاهام درد گرفتن و خیلی درد داشتم

رفتم و میز صبحانه را اماده کردم
چا هنوز خاب بوده و مثل فرشته ها خابیده بود و حتی تو خاب هم خیلی ناز بود

جولی:عشقم ،بلند شو از خاب میز صبحانه چیدم بیا صبحانت بخور که امروز باید بریم خرید
چا:فقط پنج دقیقه دیگه بخابم لطفا خاهش
جولی:بلند شو ببینم تنبل شدیا زود باش کلی کار داری

از خاب بلند شد و خاب و بیدار بود
چا:به به پرنسس من چه کرده همه رو دیوونه کرده به به بریم بخوریم
جولی :بیا زود کوکی و سوفیا هم اومدن
چا:اوک اب بزنم به صورتم الان میام
جولی:اوک عشقم


رفتیم سر میز و ...
کوک:به به پرنسس جولی چه کرده
جولی:بخورید جون بگیرید
کوکی:خب بچه ها حالا که نشستید اینم بگم ماموریت فردا شروع میشه
جولی:ها؟چی داری میگی ؟فردا اخه خیلی زوده
سوفیا:عشقم شوخی میکنی دیگه فردا زود
چا:بچه ها اروم باشید شما تقریبا تموم کارا هارابلدین پس نگران نباشید
جولی ،سوفیا:هوففف


‌.....
دیدگاه ها (۰)

⛓عشق دو طرفه ۳۶🖤⛓چا:خب بچه ها انگار شما خرید داشتید اماده بش...

⛓عشق دو طرفه ۳۷ 🖤⛓😭خابیدم صبح شد....چا:جولی خانم ، عشقم صبح ...

⛓عشق دو طرفه ۳۴🖤⛓بعد کلی بغلش کردم و گریه کردم از خوشحالی ....

⛓عشق دو طرفه ۳۳🖤⛓سوار ماشین شدیم و بعل از چند مین رسیدیم تهی...

ازدواج اجباری part2جولی: ا.ت چرا ناراحتی ا.ت: هیچی ولش کن بی...

پارت

وقتی کفته بودن باید جداشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط