{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای خدا فاصله اش ختمِ جدایی نشود

ای خدا فاصله اش ختمِ جدایی نشود
چه کنم دست دلم بند به جایی نشود
به گمانم که دلش وصله ی دیگر شده و
سینه مملو ز " دعا " بلکه هوایی نشود
عجبا تلخی شیرین چه ثمر دارد که
شرح نا کوکی " فرهاد " صدایی نشود
می چکد اشک‌ نگاهم به سر گور تنم
مرحمت کن تو خدا بلکه بلایی نشود
عطر وحشی زده صحرای غمش درجانم
جوش شیرین زده تا وصل رسایی نشود
تو از آنِ دگری " اذن " تویی در نظرم
چه کنم دست دلم بند به جایی نشود
دیدگاه ها (۴۲)

‍ گردبادے در هـــــوای ساحلی طوفانی امرعشـــــه ها زد روی ام...

تا نگاهم سمت چشمانت کمی تنظیم شدناگهان چشمان من در چشم تو تع...

ای کاش وفای به دل آموختنی بودیا باز چراغِ دلم افروختنی بود"د...

.تا می خواهم از تو بنویسم؛کاغذ پهن میشود به گستره ی واژگان و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط