روزی دم یک روباه در حادثه ای قطع شد، روباه های گروه پرس
روزی دم یک روباه در حادثه ای قطع شد، روباه های گروه پرسیدند دم ات را چه شد؟
چون روباهها نسلی مکار میباشند ، گفت خودم قطع اش کردم. گفتند چرا ؟ اینطور که بسیار بد میشود.
روباه گفت نخیر ، حالا خوب آزاد و سبک احساس راحتی می کنم. وقتی راه میروم فکر می کنم که دارم پرواز می کنم. یک روباه دیگر که بسیار ساده بود رفت دم خود را قطع کرد و درد شدیدی داشت و نمی توانست تحمل کند. رفت نزد روباه اولی و گفت برادر تو که گفته بودی که سبک شده ام و احساس راحتی میکنم من که بسیار درد دارم.
گفت صدایش را درنیاور اگر نه تمام روز روباه های دیگر به ما میخندند. هر لحظه خوشی کن و افتخار کن تا تعداد ما زیاد شود وگرنه تمام عمر مورد تمسخر دیگران قرار خواهیم گرفت. همان بود که تعداد دم بریده ها آنقدر زیاد شد که بعدا به روباه های دم دار می خندیدند.
وقتی در یک جامعه افراد مفسد زیاد میشود، آنگاه به افراد باشرف و باعزت میخندند و گاهی هم آن ها را دیوانه میگویند....!
چون روباهها نسلی مکار میباشند ، گفت خودم قطع اش کردم. گفتند چرا ؟ اینطور که بسیار بد میشود.
روباه گفت نخیر ، حالا خوب آزاد و سبک احساس راحتی می کنم. وقتی راه میروم فکر می کنم که دارم پرواز می کنم. یک روباه دیگر که بسیار ساده بود رفت دم خود را قطع کرد و درد شدیدی داشت و نمی توانست تحمل کند. رفت نزد روباه اولی و گفت برادر تو که گفته بودی که سبک شده ام و احساس راحتی میکنم من که بسیار درد دارم.
گفت صدایش را درنیاور اگر نه تمام روز روباه های دیگر به ما میخندند. هر لحظه خوشی کن و افتخار کن تا تعداد ما زیاد شود وگرنه تمام عمر مورد تمسخر دیگران قرار خواهیم گرفت. همان بود که تعداد دم بریده ها آنقدر زیاد شد که بعدا به روباه های دم دار می خندیدند.
وقتی در یک جامعه افراد مفسد زیاد میشود، آنگاه به افراد باشرف و باعزت میخندند و گاهی هم آن ها را دیوانه میگویند....!
- ۲.۹k
- ۲۹ فروردین ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط