ماه‌من

ماه‌من
𝐩𝐚𝐫𝐭𝟐
+بیا بهت میگم...
=باشه یکساعت دیگه اونجام
+منتظرم


زنگ در
+سلام
=سلام
+بیا بغلم حسابی دلتنگت بودم
=دلتنگ بودی و احوالمون رو نمی‌گرفتی(خنده)
+بخدا این روزا سرم خیلی شلوغه
=حق داری
+بشین اینجا الان قهوه میارم
=زحمت نکش میل ندارم
+قهوه های منو نمی‌خوری؟
=خودت که میدونی چقد قهوه هات رو دوست دارم ولی رژیمم
+باشه، اشکالی نداره
=چیکار داشتی حالا؟
+اوه ترو دیدم پاک یادم رفت
=دختره ی عاشق
+سیدنی(خنده)
+خیلیه خوب...برای این تحقیق گفتم بیای، بگیرش
=اوم
+بخونش مطمئنم توهم باور نمی‌کنی
=چی...اینجا چی نوشته؟یعنی میگی کسی که به باندمون حمله کرده آقای کیم بوده؟
+فعلاً که اینطوره
=باورم نمیشه
+بشه
=غیر ممکنه به کی دادی تحقیق کنه؟
+آلفرد
=چی بگم آلفرد که نزدیک ترین خدمت کارت هست
+آره پس اینم غیر ممکنه که بخواد اطلاعات غلط بده
=آره، راست میگی
+خوب بهتره با واقعیت کنار بیایم
=خوب چیکار کنیم؟
+نمی‌خوام باند تهیونگ رو نابود کنم
=پس چیکار می‌کنی؟
+امروز به یه مهمونی دعوتش می‌کنم، تو این مهمونی خودش رو می‌کشم نه زیر دستاش رو
=اوه نه ا.ت اینکار رو نکن فکر خوبی نیست
+من تصمیم خودم رو گرفتم، خوب میدونی که نظرم عوض نمی‌شه
=همیشه همین‌قدر لجبازی؟
+اینقد سوال نپرس، کمکم می‌کنی یه مهمونی بگیرم؟
=خطرناکه...ولی خوب چیکار کنم باشه
+اُکی پس دعوت کردن با تو منم با آلفرد نقشه مرگشو می‌کشم
=باشه...ولی خودم تو مهمونی شرکت نمی‌کنم
+چرا؟
=کایلی بهم گفته امشب بریم بیرون
+دختره نچسب
=(خنده)
+خیلیه خوب دیگه برو به کارت برس
=باشه، ا.ت
+دیگه چیه؟
=مراقب خودت باشیا
+بچه دوسالم؟
=نه گفتم که حواست باشه
+خیلیه خوب برو(خنده)


×سلام
+سلام اومدی
×آره
+دیر کردی گفتم زود بیا
×ببخشید یکم سرم شلوغ بود
+تکرار نشه
×چشم
+امشب یه مهمونی خاص داریم
×مهمونی خواص؟چقد خوب
+ولی این مهمونی با بقیه مهمونی ها فرق داره
×چه فرقی؟
+کیم تهیونگ هم دعوته
×خوب این کجاش فرق می‌کنه؟
+اینکه قرار دشمنم رو به قتل برسونم
×چی...یعنی تهیونگ رو...
+بله، البته با کمک تو
×(گوشیش زنگ خورد)
×ببخشید
+اشکال نداره برو جواب بده


¤الو؟
×الو کایلی بدبخت شدیم...نقشه اونجوری که فکر می‌کردیم پیش نرفت...
¤منظورت چیه؟
×ما فکر می‌کردیم قرار ا.ت بزنه باند تهیونگ رو نابود کنه
¤یعنی میگی اینکار رو نمی‌کنه؟
×نه...امشب یه مهمونی اختصاص داده که تهیونگ رو بکشه...اونم با کمک من
¤چی میگی؟
×واقعیت
¤نزار اینکار رو کنه
×جلوش رو نمی‌گیرم شک می‌کنه
¤یعنی چی این شکلی تهیونگ رو می‌کشه
×نقشه رو خراب می‌کنم نگران نباش
¤اوکی، مواظب باش
×امشب سیدنی میاد پیشت
¤آره، چطور
×چیکارش می‌کنی؟
¤نابودش می‌کنم
×ولی اون بهترین دوست ا.ت هست
¤خوب که چی؟اونم نقشه قتل تهیونگ رو داره که البته نمیتونه عملیش کنه
×مطمئنی میخوای بکشیش؟
¤آره!

شب....

علامت تهیونگ : _
_سلام ا.ت خوبی؟
+ممنون تو خوبی
_عالیم
+ع؟از لحضه های باقی مونده زندگیت لذت ببر(آروم)
_چیزی گفتی؟
+عام...نه تو برو داخل منم یکم دیگه میام
_اوکی...
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

سناریووقتی می‌خوان ببوـ٫ـسنت:هری:عزیزم....آ/ت : نه زشته یهو ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

موضوع: وقتی از دستمون عصبانی هستن و ما یهو میبوسیمشون.ایساگی...

💜 پارت سوم | چیزی که تهیونگ فهمیدتهیونگ هنوز با همان لبخند ش...

چند پارتیــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهــ...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط