به زمان خندیدم
به زمان خندیدم
و زمان هم خندید
نارفیق از پس خنده من
کاری کرد
سالیانیست که می بارد غم
و من از خنده ی خود واماندم
به زمان میگویم
عفو کن ، جان مرا
که من اکنون نتوانم که به رویت خندم !
باز می خندد و با حجم سنگین عقربه ها می گوید
من دلم شفاف است که تو جان می گیری
یک عمر نالیدم و از ناله ی من
می خندد
و زمان هم خندید
نارفیق از پس خنده من
کاری کرد
سالیانیست که می بارد غم
و من از خنده ی خود واماندم
به زمان میگویم
عفو کن ، جان مرا
که من اکنون نتوانم که به رویت خندم !
باز می خندد و با حجم سنگین عقربه ها می گوید
من دلم شفاف است که تو جان می گیری
یک عمر نالیدم و از ناله ی من
می خندد
- ۸۹۹
- ۰۳ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط