بیب من برمیگردم
بیب من برمیگردم
پارت : 90
( جنی )
با سر درد شدید و عجیبی بیدار شدم به یه صندلی بسته شده بودم خواستم داد و بیداد کنم اما دهنم بسته شده بود
_ بلاخره بیدار شدی
سرمو اروم برگردوندم ببینم این صدا مال کیه اما با جک روبه رو شدم
تعجب از چشمام میبارید جک برای چی منو گرفته
در باز شد و یه نفر اومد داخل از اونجایی که نور به سمت در اتاق نبود نتونستم ببینم کی بود که اومد داخل
_ جک میتونی بری کارت خوب بود
صداش اشنا میزد
_ چشم قربان
جک رفت بیرون و اون غریبه که تو سایه بود کم کم اومد تو نور
جونگکوک بود چرا انقد همه چیز عجیبه
جونگکوک چسب دهنم رو کند و گفت
_ بیب بلاخره به هم رسیدیم نمیدونی چقد سخت گذشت وقتی بدون تو بودم
+ جو جونگکوک اینجا چه خبره چرا همه چیز عجیبه
_ واقعا میخوای بدونی؟
سرمو به معنی اره تکون دادم که جونگکوک گفت
_ فعلا زوده نباید از چیزی خبر دار بشی
+ جونگکوک پس تو واقعا فراموشی نگرفته بودی؟
_ درسته همش یه نقشه بود
+ الان ما کجاییم
_ ما داخل یه جنگلیم تو نمیتونی هیچوقت ازاین جنگل فرار کنی
پارت : 90
( جنی )
با سر درد شدید و عجیبی بیدار شدم به یه صندلی بسته شده بودم خواستم داد و بیداد کنم اما دهنم بسته شده بود
_ بلاخره بیدار شدی
سرمو اروم برگردوندم ببینم این صدا مال کیه اما با جک روبه رو شدم
تعجب از چشمام میبارید جک برای چی منو گرفته
در باز شد و یه نفر اومد داخل از اونجایی که نور به سمت در اتاق نبود نتونستم ببینم کی بود که اومد داخل
_ جک میتونی بری کارت خوب بود
صداش اشنا میزد
_ چشم قربان
جک رفت بیرون و اون غریبه که تو سایه بود کم کم اومد تو نور
جونگکوک بود چرا انقد همه چیز عجیبه
جونگکوک چسب دهنم رو کند و گفت
_ بیب بلاخره به هم رسیدیم نمیدونی چقد سخت گذشت وقتی بدون تو بودم
+ جو جونگکوک اینجا چه خبره چرا همه چیز عجیبه
_ واقعا میخوای بدونی؟
سرمو به معنی اره تکون دادم که جونگکوک گفت
_ فعلا زوده نباید از چیزی خبر دار بشی
+ جونگکوک پس تو واقعا فراموشی نگرفته بودی؟
_ درسته همش یه نقشه بود
+ الان ما کجاییم
_ ما داخل یه جنگلیم تو نمیتونی هیچوقت ازاین جنگل فرار کنی
- ۷۱
- ۱۱ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط