سیاهی روبرومون بود
سیاهی روبرومون بود
دیگه چیزی نمیدیدم
تموم راهو جون کندم
تموم راهو ترسیدم
چراغ جادمون ماهه
منم با ماه همراهم
نمیدونم کجا میرم
ولی با راه همراهم
یه وقتایی یه جاهایی
آدم چیزی نمیدونه
یکی راهو یکی چاهه
دو راهی روبرومونه
یه وقتی راضی از اینی
که میبینی خطر کردی
همیشه قصه رفتن نیست
یه جایی خوبه برگردی........
!.........از اميرعظيمى..........!
دیگه چیزی نمیدیدم
تموم راهو جون کندم
تموم راهو ترسیدم
چراغ جادمون ماهه
منم با ماه همراهم
نمیدونم کجا میرم
ولی با راه همراهم
یه وقتایی یه جاهایی
آدم چیزی نمیدونه
یکی راهو یکی چاهه
دو راهی روبرومونه
یه وقتی راضی از اینی
که میبینی خطر کردی
همیشه قصه رفتن نیست
یه جایی خوبه برگردی........
!.........از اميرعظيمى..........!
- ۲.۰k
- ۱۹ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط