{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۷
𝐃𝐚𝐫𝐤𝐁𝐥𝐚𝐳𝐞


ویو جنا :

سرم خیلی درد می کردددد با صدای هلن بلند شدم ولی نمی دونستم کجام ، چشام رو آروم باز کردم ، نمی شد چشام رو باز کنم خیلی روشن بود ولی بالاخره موفق شدم
_ هلن بزار بخوابم...


ویو هلن :

جنا پاشو باید آماده شیییییییی

ویو جنا :
تا هلن اینو گفت از جام پریدم تازه ویندوزم زده بود بالا تا خواستم از هلن بپرسم دیشب چجور اومدم خونه از اتاق




رفت و در رو محکم بست او مای گاد باید دوش می گرفتم لباسای دیشب هنوز تو تنم بود پس زود رفتم و یه دوش ۱۰ دقیقه ای گرفتم اومدم و





روتینمو انجام دادمو موهام و خشک کردم بعدش میکاپ کردمو و موهام رو درست کردم ،
لباس پوشیدم و رفتم سوار ماشینم شدم تا برم به شرکت ولی یکی پشت ماشین بود و دستش رو گذاشت رو دهنم دستش یه دستمال بود که عطر بی هوش کننده زده بودن هر کاری کردم نشد و بالاخره از هوش رفتم ........
وقتی چشمام و باز کردم دیدم تو یه جای تاریک بودم و به تخت بسته شده بودم





خیلی می ترسم خدا یعنی کی منو اورده اینجا؟ خیلی غبار بود اگه اینقد سفت به تخت نبسته بودنم شاید الان می تونستم فرار کنم یه صدا هایی می اومد
صدای چند تا مرد که داشتن حرف می



زدن یکی صداش نزدیک تر می شد تا اینکه صدای قفل در رو شنیدم..........

پایان پارت ۷
امیدوارم دوست داشته باشید
فالوم کنید لطفا برام نظرتون رو هم بفرستید
عاشقتونمممممممممم👻👻👻👻👻👻👻💋💋💋💋💋💋
دیدگاه ها (۰)

پارت ۸ :ᴅᴀʀᴋʙʟᴀᴢᴇویو جنا :یه مرد اومد تو صورتشو پوشونده بود ...

DarkBlaze p۹:ویو مایک :جنا رو می خواستم ببرم خونم ........وی...

DarkBlaze فالوم کنید💋💋

DarkBlaze فالومممم کنیدددددد خوشگلا

پارت ۴DarkBlaze ویو جنا :از مکان همیشگی اومدم به خونه خیلی خ...

پارت ۱۰DarkBlaze ویو مایک :تا من برم اونجا بخوابمویو جنا :او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط