{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک تیغ میخواهدو یک رگ...وکافی است دنیایت کوچک باشد و دلت

یک تیغ میخواهدو یک رگ...وکافی است دنیایت کوچک باشد و دلت تنگ...چند لحظه بعد
درد
خون
و در آخر مرگ
چند لحظه بعدکسی فریاد میزند...او مرده است..مرده

من را ب بهشت راه نمیدهند
ب جرم خودکشی
ب جرم مرگ
امامهم نیست...

رهایی از خاطراتت


مرا کافیست......!
دیدگاه ها (۳۳)

ﮔﺮﮒ ها را دوست دارم!مغرور......باﺗﻌﺼﺐ.......بي رحم.......ﺑﯽ ...

سالها بَــعد قرار ﻧﯿﺴـﺖ اِﺗﻔـﺎﻗـﯽ ﺑﯿﻮﻓﺘـﺪ...نه در ْ آغـــوش ...

امروز دختره داشت ميزد پشت موبایلش گفتم : چيكار داري ميكني گف...

حســــﺎﺏ ﻭ ﮐـــﺘﺎﺏ ﺩﻧﯿـــﺎ ﺭﻭ ﮐـــﻪ ﻭﺭﻕ ﻣﯽ ﺯﺩﻡ ﺍﺯ ﻓﺮﻣــــﻮﻝ ...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

مرد بی رحم

آرام در گوشه ای نشسته ام کـــار از چـــســـب و بانـــد و پان...

یکـ ــــ تیــــغ مےخــــــواهــــد و یکـ ـــــــــــ رگـ...

فقط یک تیغ میخواهد و یک رگ فقط کافیست دنیایت کوچک باشد و دلت...

یک تیـــغ میخواهد و یک رگـــ...و کافی ست دنیایت کوچک شده باش...

یک تیـــغ میخواهد و یک رگـــ... و کافی ست دنیایت کوچک شده با...

ساده است... ...

بابت هر بی مهریت یک نشان می زارم به همین راحتی فقط یک تیغ م...

من مرده امقبر من شب اول و اخر ندارددر این خون ابه ی لاشه یِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط