یک تیـــغ میخواهد و یک رگـــ...
یک تیـــغ میخواهد و یک رگـــ...
و کافی ست دنیایت کوچک شده باشد...
و دلـت تنـــگ...
بعد هم...هـــم آغوشی تـیغ و رگ...
چند لحظه بعـد...
درد...خـون...
و در آخـر مــــــرگ...
مـن را به بهشـت نمیبرند!
به جـرم مـــرگ...
به جـرم خـودکـــشی...
امـا مهم نیسـت...
رهـایی از خاطراتــت مـرا کافیـست...
و کافی ست دنیایت کوچک شده باشد...
و دلـت تنـــگ...
بعد هم...هـــم آغوشی تـیغ و رگ...
چند لحظه بعـد...
درد...خـون...
و در آخـر مــــــرگ...
مـن را به بهشـت نمیبرند!
به جـرم مـــرگ...
به جـرم خـودکـــشی...
امـا مهم نیسـت...
رهـایی از خاطراتــت مـرا کافیـست...
- ۶۴۵
- ۱۱ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط