{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب که میشود عاشقانه ای مینویسم!

شب که میشود عاشقانه ای مینویسم!
به عکست خیره میشوم و زیرلب میگویم:

مگر میشود تورادوست نداشت؟!
مردمن!

زن نبوده ای که بدانی سینه مردانه ات
برای این سرپرازهوای تو
چه حکمی دارد…

زن نبوده ای که بدانی
دستهای مردانه ات که دردستم باشد
حکم دنیارادارد برایم…
دیدگاه ها (۸)

بخدا عشق به رسوا شدنش می ارزدو به مجنون و به لیلاشدنش می ارز...

دلم لحظه ای را می خواهد...که تو باشی...همین کنار نزدیک من..د...

مرد مندرذهن زنانه ی من ...مرد یعنی تکیه گاهی امن....یعنی بوس...

ღ من آن روز ے رامیخواهم که دستانم. دردستانت باشد من منتظر رو...

𝒫𝒶𝓇𝓉 10عقد با رئیس مافیا ساعت از دو نیمه‌شب گذشته بود.بعد از...

𝒫𝒶𝓇𝓉 13عقد با رئیس مافیا ___________________________________...

𝒫𝒶𝓇𝓉 11عقد با رئیس مافیا سالن عمارت در سکوت فرو رفته بود.ات ...

پارت ۳۸ — «حکمی که نزدیک‌تر می‌شد»یونگی چند ثانیه به خدمتکار...

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

dark life = 24

دنیا برایش متوقف شد.لب‌هایش لرزید.— «نه...»صدایش شکست.— «نه،...

dark life =22

فاصله یک لبخند تا جنون

پیوند خون و اختیارپارت ۱۲ | پیوندی فراتر از خونسکوت سنگینی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط