{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تب تلخ فراموشی

تب تلخ فراموشی

پر از تکراره این واژه

برای من ، برای تو پر از اندوهه این واژه

برای تو !!؟؟

نه این شوخیست

برای تو چقدر ساده است این واژه

نمیدانی

فراموشی - همین کوتاه دردآور-

چگونه جان من را بر لبم آورد

نمیدانی فراموشی چگونه نقش میبندد

چگونه زجر می آرد

نمیدانی ، نمیدانی

تو آسان میروی و بر لبانت نقش میبندد ، فراموشی

چگونه چشم بربندم ؟

چگونه دل بگیرم از نگاهت ؟

تو نمیدانی

تو از سنگی و حال آب را آخر چه میدانی ؟

چه گویم بس که بی رحمی و مغروری

برو ، اینگونه ماندن را نمیخواهم

برو ، باشد ، خداحافظ

برو ، در خاطرت باشد نبخشیدم تو را آخر خداحافظ

برو ، تا آخر عمرت خداحافظ

برو ، باشی همیشه در پناه آه دلسوزم خداحافظ
دیدگاه ها (۵)

او هم آدم استاگردوستت دارم هایت را نشنیده گرفتغصه نخوراگر رف...

در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟مثل آرامش بعد از یک غم ، مث...

آرام بخوان چون آهسته نوشتم ، بی پروا بخوانچون از خود نوشتم ،...

چرا شعری نمی گویی برای حال تبدارمچه میخواهی تو از جانم که دس...

خنده ی ممنوعه.

KIM V

ابلیس

Iove and the moonPart22یونا: میگم کوک فردا شب دوتایی بریم شا...

تب تلخ فراموشیپر از تکراره این واژهبرای من ، برای تو پر از ا...

مرا بازیچه اش کرد و نفهمید او که فهمیدمبه هر سازی که میزد او...

خلوت به رنگ عشق

و امسال نیز گذشت..سالی که از بهارش پیدا بود که به بدی ِ سال ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط