سناریودرخواستی

سناریو[درخواستی]
وقتی مامانت مرده تو دعوا بهت میگن کاش تو هم میرفتی پیش مامانت

چان:نه نه نه بیب من منظورم این نبود
ا/ت:اشکال نداره من منظورت رو خوب فهمیدم
داشتی میرفتی سمت در که محکم از پشت بغلت کرد
چان:تو حق نداری ترکم کنی
.
.
چانگبین:چاگیا تو که حرف منو جدی نگرفتی نه؟
ا/ت:نه
میخاستی بری سمت پشت بوم که دستت رو گرفت کشیدت تو بغلش
.
.
جیسونگ:وایسا من الان چی گفتم
ا/ت:هیچی جیسونگ تو از من خواستی بمیرم
جیسونگ:چی؟؟؟؟بیب تو حق نداری منو ترک کنی فهمیدی؟
.
.
فیلیکس:(بعد از اینکه فهمیده چیکار کرده محکم بغلت میکنه)
فیلیکس:تو که میدونی بدون تو نمیتونم
.
.
هیونجین:بیب من از روی عصبانیت یه چیزی گفتم
ا/ت: منم میخام از روی عصبانیت یه کار اشتباه کنم
میدوی سمت آشپز خونه چاقو بر میداری تا رگت رو بزنی که محکم چاقو رو از دستت میکشه بغلت میکنه
.
.
لینو:(بغض میکنه محکم بغلت میکنه)
لینو:توکه میدونی بدون تو نمیتونم
.
.
سونگمین:عزیزم معذرت میخام من از عصبانیت یه چیزی گفتم
ا/ت:مهم نیست بلخره چیزی که از ته قلبت میخواستی گفتی
سونگمین:چرت پرت نگو من بدون تو حتا نمیتونم شب درست بخوابم چه برسه زندگی
.
.
جونگین:(گریه میکنه محکم بغلت میکنه کلی میبوستت ازت معذرت خواهی میکنه)
دیدگاه ها (۱۱)

سناریو[درخواستی]وقتی برای اولین بار میبوسیشونچان:(تعجب میکنه...

سناریو [درخواستی]وقتی باهم میرید مسافرتسوبین:بریا اولین بار ...

سناریو [درخواستی]وقتی تو دعوا بهت میگن تو براشون بازی بودیچا...

چند پارتی[درخواستی] فیلیکس𝙿𝟹<پرش زمانی خونه>رزا رفت حموماز ح...

سناریو تی اکس تی

love Between the Tides³⁰چند دقیقه بعد تهیونگ به سرعت رفتم سم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط