با دلِ من تو بدی کردِی و راه آمده ام
با دلِ من تو بدی کردِی و راه آمده ام
توی دریای غم و ناله و آه آمده ام
تو مدرنیته و من عهد غم و دقیانوس
پسری خسته ام از دوره ی شاه آمده ام
زیرکی نیست که با هر کس و ناکس باشی
بخت کج با غم و اقبال سیاه آمده ام
مرغ خوش خوان و زغن پیش دو چشمِ تو یکیست
به تماشای غم و غصه ی ماه آمده ام
هر که از چاه بیاید بشود زندانی
من بیچاره هم از یک ته چاه آمده ام
سرگشته
توی دریای غم و ناله و آه آمده ام
تو مدرنیته و من عهد غم و دقیانوس
پسری خسته ام از دوره ی شاه آمده ام
زیرکی نیست که با هر کس و ناکس باشی
بخت کج با غم و اقبال سیاه آمده ام
مرغ خوش خوان و زغن پیش دو چشمِ تو یکیست
به تماشای غم و غصه ی ماه آمده ام
هر که از چاه بیاید بشود زندانی
من بیچاره هم از یک ته چاه آمده ام
سرگشته
- ۴۷۹
- ۱۷ مهر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط