آخر قصه ی #عشق ما را همان اول لو دادند

آخر قصه ی #عشق ما را همان اول لو دادند
همان جایی که گفتند : یکی بود … یکی نبود …

؛__________❤__________

#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی
#سرای_فارسی
#آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک
#حکایت #شعر_آیینی
#عاشقانه
#یکی_بود_یکی_نبود
دیدگاه ها (۱)

🗓️ به‌ مناسبت سالروز بزرگداشت #حافظ، معروف‌ترین و محبوب‌ترین...

ای دوست بنه شرح غم دلتنگیآغاز نما حکایت یکرنگیاز رنگ زمانه و...

صد دانه یاقوتدسته به دستهبا نظم و ترتیبیک جا نشستههر دانه‌ای...

دست #عشق از دامنِ دل دور باد!می توان آیا به دل دستور داد؟می ...

#مال از بهر آسایش #عمر است نه عمر از بهر گرد کردن مال. عاقلی...

بزرگ‌ترین حبسیه‌سرایان تاریخ ادبیات ایران چه کسانی بودند؟از ...

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

این قوم، مرامش #علوی بوده همیشهاز بس که #علی گفته، قوی بوده ...

در این #پویش یکی از مطالب صفحه‌‌تان ویژه خواهد شد. ؛ 🌱🌱🌱🌱🌱🌱 ...

این قوم، مرامش #علوی بوده همیشهاز بس که #علی گفته، قوی بوده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط