{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غم بی‌حساب بود و کسی باورش نشد

غم بی‌حساب بود و کسی باورش نشد
حالم خراب بود و کسی باورش نشد

لبخند میزدم که نفهمند عاشقم
شادی نقاب بود و کسی باورش نشد

گفتند این و آن که بگو دوست داریاش
وصلش سراب بود و کسی باورش نشد

گیرم بهشت بود، مرا از بهشت او
قسمت عذاب بود و کسی باورش نشد

پرسید با کنایه که: من گفته‌ام بمان؟
این خود جواب بود و کسی باورش نشد

#اندر_احوالات_عشق
دیدگاه ها (۵۷)

می‌خواهمت. چنان که کودکان مادرانشان را. انگار که اگر نباشی، ...

معشوق ات باید اصفهانی باشد. بفهمد رنج دوم بودن را. اینکه چیز...

ای بوسه‌ات شراب و از هر شراب خوش‌ترساقی اگر تو باشی، حالم خر...

آدم های این شهر هر کدام نسخه ای از خوشبختی دارند. خوشبختی یع...

پارت 107

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط