{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#pain

#pain
#P⁹⁴
#Season²
کلافگی نفسش رو بیرون میده. اون روز همراه مین سو میرن و توی اطراف شهر میچرخن و خوش میگذرونن. شب خسته و کوفته روی تخت میفته و خوابش میبره.
صبح روز بعد مین سو بخاطر جلسات کاری صبح زود رفته سر کار. مثل هر روز صبح بعد از مرتب کردن تخت به سمت حموم میره تا دوش بگیره اما اب نمیاد. به مین سو زنگ میزنه. مین سو میگه لوله ی آب مشکل داره و به همین دلیل فلکه ی آب رو بسته تا خونه رو آب نبره. جونگکوک بعد از قطع کردن تماس از توی بالکن به هوای تمیز و خنک پاییزی نگاه میکنه.
مین سو که جلسات کاریش تموم شده بود و موقع برگشت به خونه توی ترافیک گیر کرده بود. به همسایه واحد بغلی زنگ میزنه.
_ الو؟
+ سلام خوبی همسایه؟
_ مین سو تویی؟
+ اره. میگم چیزه... میشه یک درخواستی بکنم ازت؟
_ حتما. چیشده؟
+ تو الان خونه ای؟
_ آره. چطور؟
+ روم به دیوار. میشه یکم کمک کنی؟ راستش من لوله کشی خونه ام یکم مشکل داره و الان خونه مهمون دارم خودم توی ترافیک گیر کردم. میتونی تا من برسم هواشو داشته باشی؟
_ آره حتما.
+ جدی؟ مرسی. واقعا ممنون. این بنده خدا میخواد بره حموم، من بهش میگم که بیاد پیش تو. اگر مشکلی نباشه ده دقیقه فقط یک دوش بگیره.
_ تشکر نیاز نیست. همسایه ها برای همین مواقع هستن، اونم همچین همسایه ای که از قبلا همدیگه رو میشناسیم. هیچ مشکلی نیست به مهمونت بگو بیاد و اصلا احساس غریبی نکنه.
+ خیلی مرسی. بعدا غذا مهمونت میکنم توی یک رستوران خوب. خداحافظ.
_ خداحافظ.

مین سو با خیال راحت نفس عمیقی میکشه و به جونگکوک زنگ میزنه.
_ الو هیونگ؟
+ بله؟
_ هیونگ مشکل حل شد. من از همسایه ام که با هم رفیقیم خواستم بهت کمک کنه. لباس با خودت ببر و برو خونه ی اون دوش بگیر چون تا آخر امروز یا حتی فردا ممکنه مشکل آب حل نشه.
+ اما آخه.... یکم خجالت آوره برم خونه ی همسایه ات.
_ نه بابا خجالت آور کجا بود. آدم به شدت خوب و اوکیی هست. اصلا خجالت نکش. باشه؟ من توی راهم دارم میام.... هی چته؟ آروم مگه نمیبینی؟!....
تماس رو قطع میکنه و به نظر میرسه اون طرف خط مین سو سرش شلوغه.
+ الو؟ مین سو؟...
جونگکوک به گوشیش نگاه میکنه و میبینه تماس قطع شده. بلند میشه و لباساش رو برمیداره. یکم خجالت اوره اما.... اما چاره ای نیست... باید چند روز تحمل کنه تا مشکل لوله کشی حل بشه. از خونه بیرون میره و زنگ واحد بغلی رو میزنه. در واحد باز میشه. جونگکوک قبل از دیدن صاحب خونه بر حسب عادتش احترام میذاره و چون ایتالیایی بلد نیست به انگلیسی تشکر میکنه.
_ خیلی ممنون که اجازه دادید بیام اینجا. یکم خجالت میکشم که مین سو همچین درخواستی از شما کرده، خیلی ببخشید بابت مزاحمت.....
سرش رو بالا میاره و با کسی که تقریبا فکرشو نمیکرد رو به رو شد.
_تو....
+ جونگکوک؟... پس تو مهمون مین سو هستی؟
قلب جونگکوک توی دهنش میزد. با چشمای متعجب نگاهش میکنه.
+ بیا داخل.
جونگکوک مکث طولانی ای کرد و وارد خونه شد. به اطراف خونه نگاه میکنه. رنگ ها و دکوراسیون کامل برای تهیونگ ساخته شده بودن.





خب نظرتون چیه؟
بوس بهتون😝
دیدگاه ها (۱)

#pain#P⁹³#Season²بعد از تموم شدن اون تماس کوتاه از بیمارستان...

#pain#P⁹²#Season²توی ترافیک گیر کرده بود.... کمی بخاطر استرس...

#pain#P⁹⁰#Season²در طول مسیر که توی هواپیما بود مثل دفعه ی ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط