زندگی مافیایی ما

زندگی مافیایی ما

پارت ۱۴

رفتم داخل اتاقم و پرونده های مهم و به همراه سوئیچ بوگاتی برداشتم و رفتم بیرون جوری که کسی من و نبینه به سمت خروجی حرکت کردم


با لبخند به عمارت قدیمیم نگاه کردم چقدر دلتنگش بودم وارد عمارتم شدم و نگاهی به اطراف انداختم

این سوک: چقدر کثیفهههه

باید خدمتکار استخدام میکردم و عمارتم و را مینداختم و برمیگشتم به رندگی خودم
دیگه حوصلم زیادی سر رفتع توی این بازی هه نمیدونن زندگی همشون توی دست منه درسته تمام این مدت همه بازیچه دست من بودن و زندگیشون نابود شد و تقاص همه چیز و پس دادن
تهیونگ تقاص اینکه احساساتم و به بازی گرفت
ا.ت تقاص اینکه زندگی جدیدم و ازم گرفت
کوک تقاص شکستن قلبم به بدترین شکل
ولی هنوز یه نفر مونده
پارک جیمین
دیدگاه ها (۱)

تبدیلپارت ۱ا.تدرحال مطالعه ی کتابی بودم که جدیدا خریده بودم ...

میدونم ریدم . اونی که کلا سیاهه منمبه روم نیاریننن🤧🤧

نمیزارم این و یادتون برهههههههه

تو واقعا کی هستیپارت ۱۴طبق گفته های کوک فردا روز ازدواجمونهو...

پارت ۱۷

●بال های سیاه و سفید○ادامه ی پارت 17

#Gentlemans_husband#season_Third#part_287_سخت بود برامانگار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط