{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوی پیراهن تو ... روح مسیحای من است

بوی پیراهن تو ... روح مسیحای من است

شانه هایت تکیه گاه خستگی های من است

سر بروی سینه ام بگذار ای ارام جان

بودنت گرمای جان بخش نفسهای من است
دیدگاه ها (۱)

برگِ پاییزم و ترسی ززمستانم نیستبا من امروز تنی هست! ولی جان...

چند جرعه غزل بود و منو حسرت دیدارهم صحبت من جای تو شد عکس به...

لبـــــــریز غزلهای عجیب است نگاهتتلفیق ارامش شب و سیب است ن...

ترسم که توهم یاروفادارنباشیعاشق کُش ومعشوق نگه دارنباشیمن از...

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

[ #وطنِ ] من آغوشِ توست... من از تمامِ این شهر فقط دلم برا...

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

رها🦋 پاییز دارد نزدیک می شود..🍂آرام و بی صدابا چمدانی پر از ...

تمامِ خستگی‌هایت از آنجاست که می‌خواهی خودت همه‌چیز را درست ...

رها❤ تو را دوست دارمآن قدر عمیق که دیگر بودنت فقط یک خواستن ...

حکایت دریاست زندگی”آرام باش عزیز منآرام باش.حکایت دریاست زند...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

و تو،طوری در من نفوذ کرده‌ای که انگار تمامِ سلول‌هایم، از هم...

تقدیم به بهترینم🫀🫂دل دیگر طاقتِ یاری ندارد عشق من چون دلِ بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط