آهسته

آهسته
آرام، دست‌ات را بر من بگذار
و همچون روزگارت
مرا سخت مفشار
که در میان انگشتان‌ات درهم می‌شکنم
بیش از این نزدیک میا
بیش از این دور مرو.

✍🏿غاده السمان

ترجمه از عبدالحسین فرزاد📚
دیدگاه ها (۱)

بیدی از بلور، سپیداری از آب،فواره‌ای بلند که باد کمانی‌اش می...

✍🏿خسرو گلسرخی🕊🥀✍🏿زخم سیاهکه ایستاده به درگاه؟آن شال سبز را ز...

شعر رهایی‌ست نجات است و آزادی.تردیدی‌ست که سرانجام به یقین م...

✍🏿خواهر یعنی اون جمله‌های ساده و بی منظوری که میگی و خیالت ر...

{یا هادی ع..}

نمی دانیمردانی هستند که هیچ چیز آنها را از خود‌ بی‌خود نمی ک...

آنها که از کوه ها مستحکم تر اند

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط