{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند وقت پيش رفته بودم يه روستايي واسه گردش، يه قسمتي از م

چند وقت پيش رفته بودم يه روستايي واسه گردش، يه قسمتي از مسير برگشتو داشتم پياده ميرفتم که با يه پيرزن هم صحبت شدم
گفت: دخترم يادش بخير... 
قديما اين مسيرو با الاغ و قاطر برمي گشتيم الان با شما!! :| :| :|
دیدگاه ها (۱)

بدون زشتي زيبايي معني نداره ....بدون نفهمي فرزانگي ارزش ندار...

سوار تاکسي شدم ديدم پولموجا گذاشتمگفتم چي کار کنم؟؟يه جعبه خ...

آيا مي دانيد درازترين شب سال، چه شبي است؟شبي که قهر کني و شا...

تو خونمون از ترس مامانم طوري فرهنگ سازي شده که همه با ليوان ...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

عاشق part¹ویوات :  از خواب بیدار شدم کوک نبود الان دیگه ظهر ...

____[The Forbidden Crossing]____

#اونـ_مالـ_منهـPart17کوک اولین نفر بود که از ون پیاده شد پس ...

★ازدواج اجباری...p²یونگی:صبح کنار هانا از خواب بیدار شدم...خ...

Part ¹⁵ویو جونگکوک دختر خیلی خوشگلی بود به قول مامانم قرص ما...

پارت ۱ فیک:کابوسِ مدرسه

رقص مرگ و عشقP¹موهامو گرفت و از ماشین کشوند بیرونپرتم کرد رو...

I Love you...but I don't know...How can I say this...to you....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط