{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میکا غیب شده و ایمیل هایم را نیز بی جواب گذاشته

35^
میکا غیب شده و ایمیل هایم را نیز بی جواب گذاشته .
پرس و جو کردم و دو ریالی ام افتاد که آریسته هم !
خواهر و برادری عجیب اند . با هم ظاهر و ناپدید میشوند .
بگذریم . این دفتر با ارزش تر از آن است که در آن از غیر او نوشته شود . او .
آه! او .
هیچ کاره اش نیستم ولی دلم برایش تنگ شده . دیگر ندیدمش . برگشته ام آمریکا . دوبوک . ایالت آیووا . سر خط اول !
دوباره ظهر ها در اغذیه فروشی خانم براون و شبها در بار شماره ی سی و شش .
آنجا مینشینم و دود میکنم . اکثرا سیگار . بعضی مردهای شکم گنده برایم آبجو میگیرند ، بلکه خر شوم و دنبالشان راه بیفتم . اما من فقط در فکرِ او دست و پا زده ، و روز و شب میکنم .
برگه کاهی گرفته ام برایش ؛ تمنا میکنم سیمایش را . به عکسش زیر نور سرخ و کم جان بار مینگرم . واقعا نقاشی کردنم افتضاح است . احساس حماقت میکنم بابت تلاش کودکانه ام برای کشیدن او . آخر کدام دختر بچه ای توانسته خورشید را آنگونه که هست به تصویر بکشد؟

_ مینا ، دهم نوامبر ، سال دوم ملاقات با مهرِ وجودم
دیدگاه ها (۸)

36^تمام امروز را گریه کردم . با تیغ افتادم به جان پاهایم ، ب...

37^دوباره من ، دوباره تهران . دلیل تمامش فقط اوست . مگر میش...

34^نتوانستم از میکا چیزی بپرسم . وقتی برگشت آت و آشغال آورده...

33^میکا آمده و از خانه ی کثیف و نمورِ کوچیکم گله میکند . به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط