{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۴۴

پارت ۴۴

ویو کوک

رسیدیم خونه
آروم ات رو بلند کردم و داخل خونه رفتم آروم اونو روی تختم گذاشتم رفتم پایین پیش آجوما

کوک:آجوما میشه برای ات کمی سوپ گرم درست کنی؟

آجوما:حتما پسرم

آروم سر تکون دادم و کل خدمتکارام و جمع کردم

کوک: همگی‌گوش کنید ات همسر منه حق بی‌احترامی یا حرف گوش‌نکردن ندارید
هرچی‌خانوم گفتن میگید چشم ، اگر از خانوم بشنوم اذیتش‌کردین با هر اشتباه دیگه ای دونه به دونه ی اعضای بدنتون و جدا میکنم شیر فهم شدید؟

خدمتکارا: بله ارباب

کوک:خوبه حالا برید سره کارتون

همه رفتن منم بلند شدم و رفتم تو اتاقم و لباس خیسم و عوض کردم آروم سمت ات رفتم و دونه به دونه لباس هاش و لباس زیرشو دراوردم
پرنسس دوست داشتنیه من

چجور یه فرشته میتونه اینقدر خواستنی و خوشگل باشه؟

لباس زیر جدید تنش کردم و وسط سینه هاشو بوسیدم
یه لباس خواب ناز تنش کردم و موهاشو با حوله خشک تر کردم آروم دراز کشیدم و ات رو تو بغلم کشیدم و رومون پتو کشیدم که اونم بیشتر خودش و تو بغلم جا کرد
منم محکم بغلش کردم و آروم موهاشو نوازش میکردم

فرشته ی من
دختر کوچولوی ناز من
پرنسس من
همسر کوچولوی من

موهای لخت و آبی‌ رنگ خیسش و نوازش میکردم ، بوش‌میکردم
چه حس خوبی داره کسی بغلت باشه که عاشقشی

......

خیلی حمایت نمیشم
۲۵ لایک بشه میرم پارت بعدی
دیدگاه ها (۱)

پارت ۴۳خودم و تو بغل کوک جا کردمآروم منو بلند کرد و لب دریا ...

آه ویسگون..تقریبا ۱ سالی میگذره از نبودمو رمان هام...و کسای...

(پارت ششم) to mal mani ویو الیزابت*داشتم غذا میخوردم که یکی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط