مرد اگر بودم
مرد اگر بودم
نبودنــت را غروب های زمستان
در قهوه خانه ی دوری سیگار می کشیدم
نبودنــت دود می شد
و می نشست روی بخار شیشه های قهوه خانه
بعد تکیه می دادم به صندلی
چشمهایم را می بستم
و انگشتانم را دور استکان کمر باریک چای داغ حلقه می کردم
تا بیشتر از یادم بروی
نامرد اگر بودم ، نبودنـــت را تا حالا باید فراموش کرده باشم
مرد نیستم ؛ اما نامرد هم نیستم !
زنم و نبودنـت پیرهنم شده است . . .
نبودنــت را غروب های زمستان
در قهوه خانه ی دوری سیگار می کشیدم
نبودنــت دود می شد
و می نشست روی بخار شیشه های قهوه خانه
بعد تکیه می دادم به صندلی
چشمهایم را می بستم
و انگشتانم را دور استکان کمر باریک چای داغ حلقه می کردم
تا بیشتر از یادم بروی
نامرد اگر بودم ، نبودنـــت را تا حالا باید فراموش کرده باشم
مرد نیستم ؛ اما نامرد هم نیستم !
زنم و نبودنـت پیرهنم شده است . . .
- ۱.۴k
- ۰۱ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط