{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرد اگر بودم

مرد اگر بودم
نبودنــت را غروب های زمستان
در قهوه خانه ی دوری سیگار می کشیدم
نبودنــت دود می شد
و می نشست روی بخار شیشه های قهوه خانه
بعد تکیه می دادم به صندلی
چشمهایم را می بستم
و انگشتانم را دور استکان کمر باریک چای داغ حلقه می کردم
تا بیشتر از یادم بروی
نامرد اگر بودم ، نبودنـــت را تا حالا باید فراموش کرده باشم
مرد نیستم ؛ اما نامرد هم نیستم !
زنم و نبودنـت پیرهنم شده است . . .
دیدگاه ها (۱۳)

مـرسی کـه هـستی... و هـستی را رنـگ مـی‌‌آمـیزی هـیچ چـیز ا...

دعای امروز خدایا ،،،،،، من چیزی نمی بینم ، آینده پنهان است. ...

✍اسفنـــــد سلام خوش آمدی تو بوي عیــــــــــد ميدهي...

ساز تو دهد روح مرا قوت پرواز از حنجره ات پنجره ای سوی خدا با...

🌱 یادش بخیر...یادش بخیر روزهایی که زنگ در خانه را با دست می‌...

مردی در ساحل...[پارت آخر]چند ماه بعد...خانه دیگر شبیه روزهای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط