{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قاصد بی خبر

قاصد بی خبر

 جواب نامه ام از بس ، ز جانان دیر می آید

جوان گر می رود قاصد ، زکویش پیر می آید

 

معلوم شبستری
دیدگاه ها (۱)

روبروی چشم خود چشمی غزلخوان داشتمحال اگر چه هیچ نذری عهده دا...

کاش ... غم و غصه  ...هم ...قیمتی داشت ...  مجانیست  ...همه م...

مرگ در قاموس ما از بی وفایی بهتر استدر قفس با دوست مردن از ر...

دلم گرفته ، ای دوست! هوای گریه با منگر از قفس گریزم کجا روم ...

آفتابا چه خبر؟این همه راه آمده ای که به این خاک غریبی برسی؟!...

* گر قابل ملال نیم، شاد کن مرا ویران اگر نمی‌کنی آباد کن مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط