{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز میرسد . . .

یک روز میرسد . . .

یک ملافه ی سفید پایان میدهد . . .

به من . . .

به شیطنت هایم . . .

به بازیگوشی هایم . . .

به خنده های بلندم . . .

روزی میرسد که همه با دیدن عکسم بغض میکنند و میگویند :

دیوانه . . . . . . .
دلمان برای مسخره بازی هایت تنگ شده . . . . .

پس کجــایی ........
دیدگاه ها (۱)

سلامتـــے روزے کہ بابامـ در مسجــد محلمـــون بــہ همــہ بگــ...

تلنگری به خودم 😞 😞 😞

ردیف ردیفم اگه قافیه تو باشی

وقتی یه دختر بخاطر یه پسر اشک میریزه ،یعنی واقعا دوسش داره. ...

روزی می‌رسد؛که یک پارچه ی سفید پایان می‌دهد؛ به من...به شیطن...

پارت ۱۱ روز بعد، از صبح مشغول مرتب کردن خونه بودم.پسرخاله‌ام...

فیک : بین راندها

_ «کای عزیزم. از روزی که رفتی شب های زیادی را بدون تو و گرما...

دروغ شیرین پارت بیست و چهارم × اونییی من نمیخوام برم مدرسه م...

پارت آخر | پایانی که ادامه دارد:) چند ماه بعد...بالاخره روزی...

خنده ی ممنوعه.

I'm not jealous part 58میدونستم این یعنی پایان رابطه ی چند ر...

پارت ۳۰ | پایانِ سایه‌ها 🌙❤️سه سال بعد...صدای خنده‌ی بچه‌ها ...

╔════════════════════════════╗ پارت ۱۰۶ | «روزی که مانلی خند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط