بعد دعوای نسبتا شدیدی که با تهیونگ داشت سرما خورده بود خی
بعد دعوای نسبتا شدیدی که با تهیونگ داشت سرما خورده بود خیلی بد تر از همیشه.
هم خودش سرش شلوغ بود هم همسرش بخاطر تمرین های فشردش نمیتونست خونه باشه.
البته که اون هنوز خبر نداشت که دختر سرما خورده
چون دختر داخل شرکت مونده بود تا یه موقع تهیونگ وسط کاراش سرما نخوره .
از طرفی پسر فکر میکرد که همسرش باهاش قهر کرده اما اون آدم ناز کشی نبود بلکه فکر میکرد اینجور آدم ها خیلی لوسن . پس سراغی از دخترک نگرفت.
وقتی حال ا.ت بهتر شد برگشت خونه ولی با داد های تهیونگ مواجه شد .
حرفی نزد . فقط ساکت موند و سرش رو پایین انداخت .
بیشتر از این میسوخت که بخاطر محافظ از تهیونگ ازش دور مونده بود ولی اون زود قضاوت کرد و حتی به دختر فرصت توضیح نداد .
تهیونگ از خونه زد بیرون .
دختر شروع کرد به سرفه کردن خودش رو به آشپزخونه رسوند تا کمی آب بنوشه ولی چشماش سیاهی رفت و لیوان از دستش افتاد.
خم شد تا برش داره ولی فشارش افتاد و باعث شد دختر بیهوش بشه.
در همین حال تهیونگ با شنیدن شکستن شیشه لحظه ای ایستاد.
دلش نمی خواست برگرده ولی از طرفی نگران همسرش بود.
در رو باز کرد و به سمت آشپزخونه رفت با دیدن دختر که با دست های بریده شده در اثر برخورد با شیشه و با صورتی رنگ پریده روی زمین افتاده.لحظه ای شوکه شد.
هم خودش سرش شلوغ بود هم همسرش بخاطر تمرین های فشردش نمیتونست خونه باشه.
البته که اون هنوز خبر نداشت که دختر سرما خورده
چون دختر داخل شرکت مونده بود تا یه موقع تهیونگ وسط کاراش سرما نخوره .
از طرفی پسر فکر میکرد که همسرش باهاش قهر کرده اما اون آدم ناز کشی نبود بلکه فکر میکرد اینجور آدم ها خیلی لوسن . پس سراغی از دخترک نگرفت.
وقتی حال ا.ت بهتر شد برگشت خونه ولی با داد های تهیونگ مواجه شد .
حرفی نزد . فقط ساکت موند و سرش رو پایین انداخت .
بیشتر از این میسوخت که بخاطر محافظ از تهیونگ ازش دور مونده بود ولی اون زود قضاوت کرد و حتی به دختر فرصت توضیح نداد .
تهیونگ از خونه زد بیرون .
دختر شروع کرد به سرفه کردن خودش رو به آشپزخونه رسوند تا کمی آب بنوشه ولی چشماش سیاهی رفت و لیوان از دستش افتاد.
خم شد تا برش داره ولی فشارش افتاد و باعث شد دختر بیهوش بشه.
در همین حال تهیونگ با شنیدن شکستن شیشه لحظه ای ایستاد.
دلش نمی خواست برگرده ولی از طرفی نگران همسرش بود.
در رو باز کرد و به سمت آشپزخونه رفت با دیدن دختر که با دست های بریده شده در اثر برخورد با شیشه و با صورتی رنگ پریده روی زمین افتاده.لحظه ای شوکه شد.
- ۷۶۷
- ۲۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط