ذکر مصبت مکند الشام الشام

ذکر مصيبت مي‌کند: الشام الشام

تا ياد غربت مي‌کند: الشام الشام



منزل به منزل درد و داغ و بي کسي را

يک جا روايت مي‌کند: الشام الشام



موي سپيد و چهره اي در هم شکسته

از چه حکايت مي‌کند: الشام الشام



هر روز با اندوه و آه و بي شکيبي

ياد اسارت مي‌کند: الشام الشام



در اين ديار پُر بلا هر کس به نوعي

عرض ارادت مي‌کند: الشام الشام



يک شهر چشم خيره وقت هر عبوري

ابراز غيرت مي‌کند: الشام الشام



هر سنگ با پيشاني مجروح خورشيد

تجديد بيعت مي‌کند: الشام الشام



قرآن پرپر روي نيزه غربتت را

هر دم تلاوت مي‌کند: الشام الشام



قلب تو را يک مرد رومي با نگاهش

بي صبر و طاقت مي‌کند: الشام الشام



هر جا که دارد خوف از جان تو، عمه

خود را فدايت مي‌کند: الشام الشام



جان مي دهي وقتي به لبهايي مقدس

چوبي جسارت مي‌کند: الشام الشام



کنج تنوري حنجري آتش گرفته

ذکر مصيبت مي‌کند: الشام الشام
دیدگاه ها (۲)

خنده بر پاره گریبانی مان می کردند خنده بر بی سر و سامانی ما...

یا صاحب الزمان... گرچه در پای ظهور تو بکا کافی نیست روضه و...

**** مجلس یزید ملعون***** يزيد حكم كرد ريسمانها را بريدند و...

*** ورود کاروان امام به شام*** دیده‌های سهل بن سعد الساعدى(...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط