{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به پایین نشستن خیالت نره

به پایین نشستن خیالت نره
من از خیلیا,خیلی بالا ترم
من اونقدر دارم که با یک نفس تمام غماتو یه جا میخرم
مثل خاک قالی که باید تکوند
مثل شیشه غم که باید شکست
به این آسمون طلایی قسم
به این سفره باز و نونی که هست
فقط عشق میتونه با بودنش یه دنیای غمگینو شادش کنه
کم آورده بودم به دادم رسید
خدا درد عشقو زیادش کنه
خودم خم شدم تا تمام تنم
واسه جاده زندگی پل بشه
کنارت نشستم مدد خواستم
که کار نشد با توکل بشه
یاحق
دیدگاه ها (۳)

(^o^) (^o^) مردی که روبروش وایساده بود ظاهری ناخوشایند داشت....

به پایین نشستن خیالت نرهمن از خیلیا خیلی بالاترممن اونقدر دا...

برام مهم نیست چه دینی و چه دیدگاه و چه مذهبی داری..برام مهم ...

برام مهم نیست چه دینی و چه دیدگاه و چه مذهبی داری..برام مهم ...

رمان:در حسرت اغوش تو11دست لرزونم رو روی دیوار گذاشتم و با تم...

*اشتراک گذاشته شده از وبلاگ لبخندخدا۳۷۰*سلاااااام بر عاشقان ...

My professor Chapter:2Part:30هیزل سر جاش ثابت موند و چشماش ب...

pr3۴ S2 ینی اونا باهم رابطه داشتن ؟یه لحظه حس کردم یکی پشتمه...

My professor Part:19پشتمو بهش کردم و اون نزدیک تر شد...داشتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط