{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Under the moonlight

Under the moonlight
p14
لباساش رو برای شرکت پوشید(اسلاید دو)
رفت تو آشپزخونه.از دستشویی صدا اومد پس یعنی رئیسش تو دستشویی بود.میز صبحانه رو چید.از زیر دستگاه قهوه ساز فنجان هارو اوورد و وقتی جئون اومد شروع به غذا خوردن کردن.
ببخشید ولی ماشینتون دیشب اونجا موند
-مهم نیست امروز میرم برمیگردونمش
یه چیزی برای خودش هم عجیب بود.میدونست قراره بگه میرم میارمش.اصلا غیر این نمیشه.اما...انگار میخواست باهاش حرف بزنه.همینجوری الکی و حرف هایی ساده مثل همین دو جمله.
دوباره سکوت حکم فرما شد.اما جئون از این سکوت رنج میبرد.اونن میخواست صداشو بشنوه.حتی اگه چرت پرت بگه .
-خب اممم...بخواطر خرف های دیشبم ببخشید.دست خودم نبود
نه مشکلی نداره..حتی اصن یادم رفته بود
دروغ پشت دروغ!
معلومه که یادش بود
ذهنش درگیر ماجرا دیشب بود
چقدر اون لحظات براش با ارزش بودن
نکنه طبق افمارش دیشب هیپنوتیزمش کرده بوده؟
براش مهم نبود!
فقط ذهنش توی گذشته گیر کرده بود.
احساسی که هرین داشت مثل این بود که ذهنش داره به قلبش زور میگه‌ ، قلب از ذهن میترسه و نمیتونه حرفی بزنه ، انگار ذهنش قلدری میکرد!
اما تا کی قرار بود زور گویی های ذهن به قلب ادامه داشته باشه؟
ایا میشه که قلب واقعا عاشق بشه و قدرت حرف زدن رو پیدا کنه؟
شاید جئون بتونه کمک قلب کنه!

بعد صبحانه سوار ماشین هرین شدن.جئون اسرار کرد که با تاکسی بره اما هرین دختر لجبازی بود
به سمت مقصدشون یعنی شرکت رسیدن.از اسانسور ‌پیاده شدن توی طبقه مورد نظرشون.همون موقع که پاشون رو از آسانسور بیرون گذاشتن،میا دیدشون.هرین خندش گرفت چون مثل گوجه قرمز شده بود.البته سریع خندشو جمع کرد.
میا:جونگ کوک چرا با هرین میای؟(نسبتا بلند)
از تن صدایی که میا داشت همه کسایی که تو اون محدوده بودن توجهشون به اونا جلب شد.
-خانم لمیا چند بار بگم...
حرفش رو نصفه گفت چون هرین نزاشت کامل بشه
خب.... رئیس امروز ماشینشون خراب شده بود زنگ ردن من برم دنبالشون
م:چرا به من زنگ نزد؟
خونه...یعنی خونه هامون خیلی نزدیک همه
ل:به هر حال...
-بعدشم من به دوست دخترم میگم نه کارمند شرکتم
میا از اونی که بود بیشتر سرخ شد.هرین سعی داشت خندشو نگه داره و میا عصبی پشت میزش نشست.هرین رفت تو اتاقش و زد زیر خنده...
دیدگاه ها (۸)

Under the moonlight p16ساعت ۶ بود.کارش رو تموم کرده بود.از پ...

Under the moonlight p16" ⁸ آوریل ²⁰²⁸ "چند روزی میشد که لینا...

یه سوال استایل های هرین رو بزارم؟نه فقط مهمونی ها هرجایی که ...

Under the moonlight p14اروم پلک هاشو از هم فاصله داد.صدای سا...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 25مارا رسید شرکت. از ماشین پیاده شد و...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 7رسید شرکت. ماشین رو پارک کرد و از ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط