پارت ۳۶

پارت ۳۶
مدرسه وارثان


پرش زمانی به فردا(روز چمراسم)
ویو لنی
امروز ممامانم از آمریکا میومد صبح حاضر شدم حدودای ساعت ۷ رفتم مدرسه تا ساعت ۲ اومد خونه الانم که ساعت دو و نیم
امروز نادانم سالت ۴ از امربکاا میاد رفتم یه دوش تیم ساعت گرفتم و اومد چلوی ابنه نشسته بود و داشتم روتینمو انجام می‌داد که گوشیم رنگ خورد کوک بود
لنی الو
کوک سلام عزیزم
لنی سلام کوکی کوچولو
کوک من اندازه کوه قد دادم بد شدم کوچولو(هزار الله اکبر )
لنی اره(یه خنده ریز)
کوک لنی
لنی بله
کوک میگم یه ساعت دیگه میام دنبالت که بریم دنبال مامان هامون
لنی باشه
کوک کاری نداری
لنی نه ...... خدافظ
کوک خدافظ
پرش زمانی به یک ساعت بد
ویو لنی
ساعت ۱۵ بود رفتم جلوی کمد به‌ شلوار بک با یه بلیز پوشیدم اکسسوری هام رو انداختم و عطر و تمام رفتم پایین که دیدم جونگ کوک با یا تیشرت و شلوار تکیه داد به ماشین
لنی کوکی کوچولوم
(جونگکوک سرش رو برگردن به سمت لنی)
جونگ کوک من کوچولوم
لنی اره
جونگ کوک می‌بینیم
( میاد جلو و لنی رو بغل میکنه و میبره بالا)
جونگ کوک حالا کی کوچولو
لنی بزارم پایین
جونگ کوک کی کوچولو
لنی تو تو تو
جونگ کوک نشد دیگه
*لنی رو می‌چرخونه*
لنی باشه تسلیمم
جونگ کوک باشه
*لنی رو میزار توی ماشین *
ویو راوی
جونگ کوک و لنی بد از ۱۵ مین میرن گل فروشی و دو تا دسته گل میگیرن و میرن فرودگاه
●توی فرودگاه ●
_____________________________
بچه ها حمایت کنید لطفا #فیک_تهیونگ #فیک_جونگ_کوک #فیک_از_جونگکوک #فیکشن #رمان_از_بی_تی_اس #رمان_تهیونگ #چندپارتی #تک_پارتی #رمان #تهیونگ #جونگکوک #لنی #لورا #فیک
دیدگاه ها (۱۰)

From hate to lovePart:9 ویو آرتمیسدلم خیلی درد میکرد و داشتم...

پارت ۴۲

پارت ۲۶

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

From hate to lovePart::4زنگ آخر خورد بچه ها داشتن میرفتن همه...

وقتی تولدت بودو..

پارت ۳ویو روبی:داشتم از پدر و مادر خداحافظی میکردم که یهو جو...

Iove and the moonPart322هفته بعد کوک داخل  شرکت  برای یه سفر...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط