{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حال آدم که دست خودش نیست

حال آدم که دست خودش نیست
عکسی می بیند
ترانه ای می شنود
خطی می خواند
اصلا هیچی هم نشده
یکهو دلش ریش می شود.

حالا بیا وُ درستش کن
آدمِ دلگیر
منطق سرش نمی شود
برای آن ها که رفته اند
آن ها که نیستند، می گرید
دلتنگ می شود
حتی برای آنها که هنوز نیامده اند.

دل که بلرزد
دیگر هیچ چیز سرِ جای درستش نیست
این وقت ها
انگار کنار خیابانی پر تردد ایستاده ای
تا مجال عبور پیدا کنی
هم صبوری می خواهد هم آرامش
که هیچکدام نیست
آدم تصادف می کند،
با یک اتوبوس خاطره های مست..
دیدگاه ها (۱)

آه ای همدم دیرینه مرا یادت هستذره ای از من و آن خاطره ها یاد...

دختر ترکی که دست من به دامان شما!چوخ گوزلسن، آمدم من س...

پیچڪی در خانه دارم با صدایم آشناستبا غزلهای منو حال و هوایم ...

ﺧﺒﺮﺕ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﻡﺑﯿﻘﺮﺍﺭ ﺗﻮ ﻭ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺳﯿﺎﻫﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ...

آقا جان...عراقی‌ها برای بدرقه‌ات سنگ‌تمام گذاشتند...آقا جان،...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊³اگر همه جا تاریک بود، دوباره بنگر شاید نور، خو...

دو قطب مخالف💙🧡پارت اول✨️💫# قسمت ۱: «دیدار دوباره»**صحنه ۱ - ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط