{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زدودیده خون فشانم، زغمت شب جدایی*

زدودیده خون فشانم، زغمت شب جدایی*
چه کنم که هست اینها، گل باغ آشنایی*
همه شب نهاده ام سر،چوسگان برآستانت*
که رقیب درنیاید، به بهانه گدایی*
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه های شبنم

شهر آشنایی🌹❤️به اميد آن روز كه دوستى ومهر آنقدر فراگير شود ك...

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

✦ اولین گناه ✦فصل چهلم: تا ابد---حسودی.لعنتی. حسودی.به بچه‌ه...

عاشقانه های شبنم

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

لونا و ويليام

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۲۰: «پای...

[]عمارت عشق[] part 6 / پارت ویژهلباسارو خریدیم و از پاساژ بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط