زدودیده خون فشانم، زغمت شب جدایی*
زدودیده خون فشانم، زغمت شب جدایی*
چه کنم که هست اینها، گل باغ آشنایی*
همه شب نهاده ام سر،چوسگان برآستانت*
که رقیب درنیاید، به بهانه گدایی*
چه کنم که هست اینها، گل باغ آشنایی*
همه شب نهاده ام سر،چوسگان برآستانت*
که رقیب درنیاید، به بهانه گدایی*
- ۱.۷k
- ۲۲ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط