انوشیروان را معلمی بود.
انوشیروان را معلمی بود.
روزی معلم او را بدون تقصیر بیازرد.
انوشیروان کینه او را به دل گرفت تا به پادشاهی رسید.
روزی او را طلبید و با تندی از او پرسید که چرا به من بی سبب ظلم نمودی ؟
معلم گفت : چون امید آن داشتم که بعد از پدر به پادشاهی برسی .
خواستم که تو را طعم ظلم بچشانم تا در ایام سلطنت به کسی ظلم ننمائی ...
روزی معلم او را بدون تقصیر بیازرد.
انوشیروان کینه او را به دل گرفت تا به پادشاهی رسید.
روزی او را طلبید و با تندی از او پرسید که چرا به من بی سبب ظلم نمودی ؟
معلم گفت : چون امید آن داشتم که بعد از پدر به پادشاهی برسی .
خواستم که تو را طعم ظلم بچشانم تا در ایام سلطنت به کسی ظلم ننمائی ...
- ۷۶۸
- ۰۲ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط