{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی ذهنم زیادی درگیر می‌شه، واقعا زیادی رومخ می‌شم. کاش

وقتی ذهنم زیادی درگیر می‌شه، واقعا زیادی رومخ می‌شم. کاش این چند روز نمی‌افتادم به جون برگه‌ها و رنگ‌ها، هزارتا نقاشی کشیدم و عاقبت همشون شد پاره و بعد دور انداخته شدن. نمی‌دونم کی قراره این حس بد از بین بره، ولی نقاشی کشیدن اینطوری آزار دهنده‌س؛ مثل نوشتن، اون حس خوب رو دیگه منتقل نمی‌کنه..وقتی اون مداد رو دستت می‌گیری، اما ته وجودت حس خوبی نداری و فقط نیاز داری حواست پرت بشه؛ کاری که داری انجام میدی هم اون حس بد رو می‌گیره.
دیدگاه ها (۰)

story

میتونی درک کنی دلم برات تنگ شده؟ تو این سر دنیایی و من اون س...

زیباترین انسان هایی که تا کنون شناخته ام ان هایی بودند که شک...

story

خیلی چیزا برای موندن و نگه‌ داشتن نیستن. برای بعدا دوست داشت...

سناریو بلولاک = شیپه = کونیگامی چیگیری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط