{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#pain

#pain
#P⁶⁷
جونگکوک مثل تمام امروز اخمی کرده بود.
جونگکوک: قرار نیست با هم بریم تمرین بعدش بریم و خونه مامان بزرگت درس بخونیم؟
تهیونگ: نه. از این به بعد با ماشین میام و میرم.
بعد دستش رو دست پسرک متعجب بیرون کشید و سوار ماشین شد و رفت.
جونگکوک بعد از رفتن جونگکوک با خودش حرف زد:
_همین؟ بدون هیچ توضیحی رفت؟ اخه امروز چیشده بود مگه؟ یعنی ممکنه فردا هم....
با غم توی دلش، به سمت خونه رفت.
روزهای بعدی هم همینطور به پایان رسید و تهیونگ تمام مدت مثل قبل از رابطه اش با جونگکوک رفتار میکرد، البته این فقط در ظاهر بود و در تمام دقایقش توی مدرسه حواسش به جونگکوک بود تا اینکه یک روز مونده بود به اجرای اصلی نمایش. توی نمایشنامه یک صح.نه بو.سه که همش ایده جیا بود وجود داشت، اون روز که در حال رقص جونگکوک پاش پیچ خورد جیا به جای یونا نقش رو اجرا کرد و این باعث شد که نقش جیا و یونا جا به جا بشه و جیا نقش دختر نقش اصلی رو بگیره. جونگکوک با صح.نه بو.سه مخالف بود و چند باری اعتراض کرده بود اما اعتراضش نادیده گرفته شده بود. در واقع این صحنه بوسه با نقشه قبلی به نمایشنامه اضافه شده بود و جیا از قبل تمام موانع برای منحل شدن صح.نه بو.سه رو از قبل برداشته بود و جایی برای اعتراض نمونده بود، جیا حتی با دانش آموزی که نقش کارگردان رو داشت و تصمیم نهایی رو میگرفت هم صحبت کرده بود به همین دلیل ص.حنه بو.سه بار ها تکرار شد تا اینکه تهیونگ لب به اعتراض باز کرد.
تهیونگ: به نظر میاد همین کافی باشه. به عنوان کارگردان این نمایش میگم که بسه همینجا کات! برای امروز بسه همگی کارتون خوب بود. توی خونه هم تمرین کنید که فردا روز بزرگیه.
دیدگاه ها (۱)

#pain #P⁶⁸بعد از جاش بلند شد و رفت. جونگکوک به سمت دستشویی پ...

#pain #P⁶⁹جونگکوک: اون حلقه اس تو دستت؟ تا حالا ندیدمش، جدید...

#pain #P⁶⁶جونگکوک: امروز یه چیزیت شده. خیلی فکر کردم که چی ح...

#pain #P⁶⁵تهیونگ خم به ابروش نیاورد، نفسش رو با صدا بیرون دا...

نامجون و تهیونگ هم این ویدیو رو لایک کردن و جونگکوک ری‌پست ک...

من میخوامت دختر عمو پارت ۲۲ویو جیارفتم حموم وقتی میرم حموم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط